۲۱ بهمن ۱۳۹۴

سرویس Real me چیست

سرویس Real me چیست و چگونه می توانیم برای داشتنش اقدام کنیم. 


این سرویس در واقع مانند شناسنامه هویت آنلاین می باشد. هویت واقعی شما که در دنیای دیجیتال ثبت شده و بدین ترتیب می توانید در خیلی موارد به جای ارائه کارت شناسایی و یا اثبات خود از این سرویس استفاده کنید. 

بانک ها، شرکت های مالیاتی، سازمان های دولتی و بسیاری از سازمان های دیگه از این سرویس استفاده میکنند. با استفاده از این سرویس دیگر نیازی به اثبات ادرس، ارائه دو کارت شناسایی برای بسیاری سازمان ها و خیلی موارد دیگر ندارید. 

ارائه دهنده اصلی این سرویس شرکت پست نیوزلند است و مراحل بسیاری ساده و گویایی را برای گرفتن این هویت دیجیتال ارائه داده است.

در مرحله اول لازم است وارد سایت Realme.co.nz شوید و برای خود یک اکانت درست کنید. 

اطلاعات شخصی خود را به صورت کامل و دقیق پر کنید. 

در دو مرحله مجزا لازم است ادرس خود رو اثبات و همین طور ایمیل خود را کانفرم کنید تا یک کد برای پرونده شما تخصیص داده شود. 

برای اثبات ادرس، بعد از وارد کردن ادرس و درخواست کد تائیدی، نامه ای به صورت پستی برای شما ارسال شده و شامل یک کد واجد می باشد. کد را در اکانت خود وارد کرده و ادرس شما تائید می شود. 

در مرحله بعد روی پرونده تشکیل شده خود باید درخواست Verification بدهید. برای شما ایمیلی ارسال می شود که شامل یک کد می باشد. لازم است کد مربوطه را به همراه یک مدرک شناسایی مثل گواهی نامه و یا غیره به یکی از دفاتر پست دارای خدمات Real Me ببرید. 

در این دفاتر با استفاده از کدی که ارائه می دهید برای شما پرونده ای تشکیل داده. عکس از شما گرفته می شود.
بعد از انجام کلیه مراحل برای شما ایمیلی در جهت تائید پرونده و درخواست و در واقع هویت شما ارسال می شود. 

شما بعد از طی این مراحل دارای هویت واقعی و دیجیتالی هستید که می توانید برای بسیاری از کار ها استفاده کنید و رفت و آمد شما را به صورت فیزیکی به بسیاری از ارگان ها کم می کند. 

موفق و شاد باشید 
Korushade@gmail.com


۲۶ مرداد ۱۳۹۴

اقدام برای مهاجرت به نیوزلند - شروع تازه

می دونم خواننده های این سایت اکثرا خواننده های قدیمی تری هستند که در حال حاضر یا اقامت گرفته اند و یا در مسیر سپری کردن اخرین مراحل هستند. خیلی ها حتی زندگی جدید خودشون رو با همه بالا و پایین ها در نیوزلند شروع کرده اند و خواندن پست های قبلی برایشان تکراری و ساده است.
اما از اونجاییکه که هدف سایت همچنان تغییر نکرده و سعی دارم به کسانی که در این راه تازه قدم گذاشته اند و یا حتی جرقه ای در گوشه ذهن دارند برای شروع مهاجرت کمک کنم. امروز بعد از مدت ها به سایت مهاجرت نیوزلند سر زدم تا پست تکراری و قدیمی ولی دوباره ای رو برای تازه واردین شروع کنم. ببینم چه تغییراتی برای اقدام به مهاجرت به نیوزلند اتفاق افتاده. هرچه باشد شش و سال و کمی از روزهای شناخت من از روشهای مهاجرت برای نیوزلند گذشته. 

البته همچنان در مورد اتفاقات، چیزهای تازه و غیره برای سایرین توی سایت همچنان خواهم نوشت. پس صبور باشید :)

امروز بعد از گشت و گذار بسیار کوتاه نتیجه کلی نشون می داد خیلی تغییرات اساسی در شروع این بازی نداشتیم. 

برای اقدام کردن از طریق Skilled Migrant همچنان سیستم پونتی سرجای خودش هست و شرایط اولیه زیر رو لازم داره برای کسانی که می خواهند اقدام کنند. 

لینک اصلی به صفحه : 
http://www.immigration.govt.nz/migrant/stream/work/skilledmigrant/

- سن زیر 55 سال
- داشتن شرایط سلامت لازم 
- عدم سو پیشینه
- توانایی به ارتباط برقرار کردن به زبان انگلیسی 
- و از همه مهمتر اوردن امتیاز لازم که خوب به شغل و تحصیلات برای کسب امتیاز باید توجه کنید. 

به صورت خیلی کلی اگر بخواهیم مراحل اقدام کردن برای مهاجرت نیوزلند رو خلاصه کنیم شامل مراحل زیر میشه: 

- درخواست اولیه که شامل پرکردن فرم های آنلاین میشه و توی این فرم ها مشخصات خودتون و قابلیت ها و غیره رو اعلام می کنید. این قسمت به عنوان Expression of Interest که در واقع معنی ابراز تمایل به مهاجرت به نیوزلند هست نامیده میشه و یا به صورت خلاصه EOI

- وقتی این مرحله رو انجام دادید اگر امتیاز لازم رو داشته باشید این فرم ها مورد بررسی قرار می گیره و در مرحله بعد برای فرستادن مدارک و اثبات خودتون باهاتون تماس گرفته میشه. 

طبق معمول لینک زیر اپلیکیشنی هست که به شما کمک می کنه امتیازاتتون رو محاسبه کنید که به اسم Points Indicator معروف هست. 

https://www.immigration.govt.nz/pointsindicator/
در پست های بعدی وارد جزییات بیشتر در این مورد خواهم شد. 
:)‌

۱۲ خرداد ۱۳۹۴

طرز تهیه بچه لوس

به نظرم هیچ بهانه ای نمی تونم بیارم برای کمکاری اینجا و اینکه چند وقته مطلب کمتر می ذارم اما خداییش خیلی شلوغ پلوغ بودم. حتما مجدد نوشته ها رو در مورد نیوزلند بیشتر می کنم.

اما برای شروع می خوام در مورد مطلبی بگم که چند هفته پیش خوندم در رابطه با رفتار با بچه ها و تربیت و غیره. خودمم هم مرتب در این مورد زیاد مطالعه می کنم و از اونجایی که دخترک هم هرروز بزرگتر میشه بر خودم واجب می دونم که در مورد رفتارهاش و تغییرات در سن جدید مرتب مطلب بدونم. 

دلیل دیگه ای که مناسب دونستم این مطلب رو اینجا بذارم و ربط به نیوزلند داشت این بود که مصداق رفتار درست رو با بچه های توی مهد کودک های اینجا زیاد دیدم. اینکه برای رفتار با بچه ها در سنین مختلف اموزش های مناسب دیدند و بدون اینکه مثل ما پدر و مادر ها مرتب نه به بچه بگن خیلی هوشمندانه تر اونها رو نگه داری می کنند. 



اصولا بچه ها هر رفتاری رو ببیند از پدر و مادر در اینده ای نه چندان دور تحویل می دن و خوب باید حسابی مراقب درست تربیت کردنشون هم بود. 

مثلا توی مهد خیلی دیدم وقتی از بچه می خوان کاری رو انجام بده زیاد از لغت "لطفا" استفاده می کنند و یا اگر کار خوبی می کنه از "متشکرم" .. و خوب بچه ها هم توی حرف زدنشون همون طور پاسخ میدن.
وقتی از جایی بالا می رن مثلا که نباید بره بهش نمی گن نه نرو ، یا نکن. می گن "لطفا بیا پایین. متشکرم" . بعد از دیدن اینها و همین طور یه نیمچه مطالعه ای به یه سری نکات کلی رسیدم که براتون می نویسم و همین طور مطلب دکتر هولاکویی که در همین موارد هست. 

این چند تا نکته از روی تجربیاتو اطلاعاتی هست که خوندم: 
- خیلی مهمه که چه زمانی به بچه "نه" می گید. اگر به خاطر کارهای کوچیک و بی اهمیت اون رو دعوا کنید و کلا زیاد بهش نه بگید اونوقت مواقعی که واقعا نیاز هست جلوش وایسید و از کاری منعش کنید نه شما رو نمی شنوه و گوش نمی ده. 

- اصولا سعی کنید بهش نه، بکن ، نکن و غیره نگویید و در واقع وقتی کار اشتباهی می کنه بهش جمله ای مثبت که در واقع کار درست رو توضیح می ده بگید. مثلا اگر لیوان آب رو روی زمین یا میز می ریزه بهش بگید آب برای خوردنه و ..

- اگر مثلا چیزی می خواد و شما بهش اجازه ندادید اون رو داشته باشه و یا دست بزنه به دلیل و گریه و بد عنقی نظرتون رو عوض نکنید. بچه ها باهوشتر از اونی هستند که فکر می کنید و کاملا متوجه همه چیز میشن و این رفتار بهشون نشون می ده هروقت گریه کنند و یا رفتاری که شما دوست ندارید نشون بدن شما بهشون باج می دید و کوتاه میاید. 

- اگر چیزی می خوان و با گریه خواسته اشون رو اعلام می کنن صبر کنید تا ساکت بشن و بعد بهشون اون چیز رو بدید. اجازه ندید یاد بگیرن با جیغ و گریه خواسته هاشون رو بگن.

- بزرگترین اشتباه والدین که خیلی هم ناخوداگاه اتفاق می افته اینه که جلوی بچه با هم مخالفت می کنند. اگر پدر می گه مثلا به فلان چیز دست نزن و مادر سریع دخالت می کنه و مثلا میگه اشکالی نداره حالا و غیره ... 
و خیلی چیزهای دیگه که الان تو ذهنم نیست .. اما با سرزدن به سایت های مختلف و معتبر میشه کلی در این مورد اطلاعات کسب کرد. 

به هرحال هیچ بچه ای کامل نیست و هیچ پدر و مادری هم بی عیب نیست اما با رعایت خیلی نکات کوچیک میشه تغییرات بزرگی ایجاد کرد. 

و اما این نوشته از سایت دکتر هولاکویی:
طرز تهیه بچه لوس : 
----------------------------
- اگر دو سال اول زندگي فرزندتان او را از ترس بغلي شدن به اندازه كافي بغل نكنيد و اجازه دهيد نياز خود را با گريه اعلام كند به او مي آموزيد تنها راه رسيدن به خواسته هايش اين است كه دست به مانور بزند.

- اگر در جمع، موقع خريد، زماني كه مهمان داريد از ترس جيغ و داد فرزندتان به او باج بدهيد تا ساكت بماند.


- اگر فرزندتان را تشويق به كتك زدن بقيه كنيد و افتخار كنيد فرزندتان دفاع از خود را آموخته و در آينده از پس خود بر مي آيد.

- اگر فرزندتان به حقوق بقيه تجاوز مي كند و شما جلوي او را نمي گيريد.

- اگر به كارهاي اشتباه فرزندتان مانند فحش دادن، گاز گرفتن، زدن، ميخنديد و آنرا شيرين كاري مي دانيد.

- اگر به فرزندتان نه مي گوييد و او جيغ ميزند خودزني ميكند و شما تغيير عقيده مي دهيد.

- اگر والدين سخت گيري هستيد و فرزندتان براي رسيدن به خواسته هايش مجبور است دست به مانور بزند.

- اگر تصميم به انجام روش تربيتي ميگيريد مانند جدا كردن جاي خواب فرزندتان، گرفتن پستونك يا شير شب، يا مهد كودك رفتن كودك (جز روزهاي اول) و با گريه كودك كوتاه مي آييد.

- وقتي به جاي توجه دادن به فرزندتان، به بهانه تلفن حرف زدن، پاي كامپيوتر بودن، كار كردن، زندگي فرزندتان را با اسباب بازي هاي گرانقيمت پر مي كنيد و به او باج ميدهيد كه سراغ شما نيايد. و چون محبت با اسباب بازي جايگزين نميشود فرزندتان بيشتر و بيشتر ميخواهد و هرگز راضي نميشود.

- وقتي يكي از والدين تنبيه ميكند و همان لحظه ديگري دخالت كرده طرف كودك را ميگيرد و به او محبت ميكند. 

- زماني كه به خواسته كودك عمل ميكنيم و دفعه بعد به خاطر همان خواسته دعوايش ميكنيم. مثلا در آغوشش ميگيريم دفعه بعد داد ميزنيم اه ولم كن چقدر اويزون من ميشي!

- وقتي براي انجام كارهاي فرزندانمان غر ميزنيم منت ميگذاريم و آنها را غرغرو طلبكار ناراضي بار مي آوريم.

- وقتي از ترس لوس شدن كودك، خواسته هاي كودك را براورده نميكنيم تا كودكمان به گريه بيافتد.

يادمان باشد باج دادن به كودك يعني پاداش در مقابل كاري اشتباه، كه باعث لوس شدن كودك ميشود، نه محبت و در آغوش گرفتن و پاداش در مقابل كار خوب

به بهانه لوس شدن فرزندمان را از آغوش خود و جايزه گرفتن محروم نكنيم!

--------------------------

بزرگترین پیشنهاد من به مادرها فقط یه چیز هست. مطالعه مطالعه و مطالعه و از وب سایت ها و منابع معتبر. 
خوش باشید. 
سپیده

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

آشپزخونه اویشن





گاهی هزار تا ایده و فکر تو ذهنمونه که پیاده کنیم. ولی اکثرا به چند دلیل ساده و  در واقع نادلیل فکرهامون و رویاهامون در همون حد فکر و رویا برای همیشه می مونن. 

گاهی سخت می گیریم. گاهی همت نمی کنیم یا شاید ساده تر تنبلی می کنیم. گاهی می ترسیم و اعتماد به نفس نداریم. گاهی برنامه ریزی نداریم و واسه همین کارها رو غیرممکن می دونیم. گاهی ناامیدیم. اینکه به هدف نرسیم. گاهی هدف هامون رو سنگ هایی بزرگی می بینیم که برداشتنشون غیر ممکنه فارق از اینکه میشه کم کم  و پله پله جلو رفت و سنگ های درشت رو خرد خرد جابه جا کرد. گاهی پشتوانه نداریم و دلمون می خواد فقط یه نفر ، شاید فقط یه نفر بهمون بگه تو می تونی فقط کافیه تلاش کنی و حتی گاهی این رو هم می شنویم و خیلی ساده فقط خودمون رو باور نداریم .. 

اینها رو گفتم که بگم اگر رویایی دارید، اگر فکر بکری دارید که گوشه ذهنتون داره قلقلکتون می ده و اگر بخاطر هرکدوم از دلایل بالا دست نگه داشتید وقتشه دوباره بهش فکر کنید و یه کاری براش بکنید. اگر هم موفق نشید حداقل حسرت نخواهید خورد که هیچ کاری نکردید و دست رو دست گذاشتید .. بلکه ای تجربه ای میشه برای قدم های بعدی :) 

راستش همه اینها رو نوشتم که بگم تشکر می کنم از همت دوست های خوبمون در آشپزخانه آویشن به خاطر ایده ، همت و تلاششون .. 

اگر هنوز با این دوستان آشنا نیستید باید بگم یک آشپزخونه ایرانی که غذای تازه و خونگی ایرانی درست می کنه و در حال حاضر برای دوستان در مرکز شهر دلیوری هم داره. هر هفته منوی هفتگی داره و می تونید از روز قبل سفارش بدید. قیمت غذاشون با توجه به کیفیت و کمیت واقعا خوبه و براشون ارزوی موفقیت دارم. 

من امروز برای اولین بار سفارش دادم و واقعا از سرموقع بودن و سرویس عالی اشون راضی هستم. اگر دوست دارید با منوی هر هفته اشون آشنا شید لطفا پیج اشون رو لایک کنید و از طریق مسج و یا شماره تلفن داده شده می تونید برای سفارشات باهاشون تماس بگیرد ... 

آشپزخونه اویشن براتون ارزوی موفقیت دارم و ایشالا همین طور با تلاش و پشتکار هر روز به هدف هاتون نزدیک تر بشید. 

Korushade@gmail.com

۰۳ فروردین ۱۳۹۴

وسایل مورد نیاز نوزاد - بخش 2


در ادامه وسایل مورد نیاز برای بچه های کوچولو یک سری موارد دیگه به ذهنم رسید که اینها هستند: 

13- اسباب بازی 
شاید فکر کنید بچه ها در نوزادی نیازی به اسباب بازی ندارند اما از همون ابتدا حتی با دید ناکامل و حس هایی که رو به رشد هستند بچه ها به همه چیز ریکشن نشون می دهند. مثلا نوزاد ها رنگ های خاص مثل مشکی رو خوبتر از بقیه می بینند و عکس العمل نشون می دن. به صدا حساس هستند و حتی اگر از همون روزهای اول براشون کتاب بخونید از همراهی شما لذت خواهند برد. لگد زدن به اسباب بازی که بالای سرشون اویزون هست و غیره به حس های حرکتی اشون کمک می کنه و الی اخر .. به نظرم داشتن چیزهای ساده با رنگ های تند و جنس های مختلف خیلی خوبه. حتی شاید یک الی دو تا تیکه از این عروسک هایی که رنگ های جذاب دارند و هر قسمتشون از یک جنس خاصی مثل پارچه و پلاستیک و چیزهای شفاف و غیره درست شده خیلی خوبه. 

14- مانیتور بچه 
به نظرم بلاخره در یک مرحله ای لازم می شه. بستگی داره البته به اتاقی که بچه توش می خوابه و یا اینکه چقدر از شما فاصله داره و غیره .. مانیتور ها هم صوتی هستند و هم تصویری. من برای مدتی مانیتور صوتی داشتم و دخترم که توی گهواره توی اتاق ما می خوابید و خودمون تو پذیرایی بودیم برای شنیدن صدای گریه اش و غیره استفاده می کردیم. و بعدا که توی تختش گذاشتیمش از مانیتور برای شنیدن صداش شب ها وقتی توی اتاق خودمون بودیم استفاده می کردیم. الان هم که برای خودش دختر شیطونی شده اگر توی تختش بخوابه که نیازی به مانیتور نداریم چون قطعا وقتی بیدار شه صداش رو می شنویم و تخت کاملا امن هست و خیالمون راحته پس نیازی به نگاه کردن بهش نیست اما اگر مهمونی جایی باشیم و یا روی تخت خودمون بخوابه برای اینکه مبادا از تخت نیفته و غیره  از گوشی هامون و اسکایپ و غیره استفاده می کنیم. اما شاید اگر دوباره به عقب برگردم یک سرمایه گذاری کوچیکی روی مانیتور انجام بدم چون واقعا در خیلی از موارد به کار میاد. 

برندهای مختلفی با قیمت های مختلف هست. قیمت های بهتر رو می شه از سایت های انلاین گرفت و خوب البته چند هفته ای طول میکشه که به دستتون برسه اما اگر به موقع اقدام کنید هزینه کمتری خواهید داد. 

15 - شیرخشک 
بعضی ممکنه موافق یا مخالف و .. در این زمینه باشن. من فقط در این زمینه یک توصیه کوچیک دارم. قوطی های شیر خشک معمولا حجم زیادی دارند و ممکنه نوزاد بعضی رو دوست داشته باشه و بعضی رو نه و یا معده اش به بعضی جواب بده یا نه. اگر می تونید و موجود هست در سوپرماکت ها وقتی شیرخشکی رو انتخاب می کنید سعی کنید اول این پاکت های کوجولو که برای یک وعده تهیه شده رو امتحان کنید و اگر به بچه ساخت قوطی بزرگ بخرید. قوطی ها بعد از باز شدن معمولا 1 ماه مهلت مصرف بیشتر ندارند. لطفا لطفا وقتی شیر درست می کنید و نوزاد نمی خوره و یا نیمه خور می کنه بقیه اش رو زیاد نگه ندارید و سعی کنید برای وعده بعدی شیر تازه درست کنید چون شیر خیلی سریع خراب می شه و ممکنه باعث دلدرد و بی قراری کودک اتون بشه. در این مورد می تونید انلاین زیاد منبع پیدا کنید که چقدر میشه شیر خشک و یا شیر مادر رو (بعد از دوشیدن) نگهداری کرد. 

16 - بالشت شیردهی 
راستش نمی دونم باز هم بستگی به خودتون داره. یه بالشت معمولی نرم هم کار رو راه می اندازه معمولا. 
فعلا چیزی به ذهنم نمی رسه اگر بود حتما اضافه می کنم ... 

۱۸ اسفند ۱۳۹۳

وسایل مورد نیاز نوزاد - بخش 1


دوست عزیز بارداری از من خواست براش در مورد وسایل مورد نیاز برای بچه بنویسم و همین طور مارک های پیشنهادی خودم رو برای خرید بگم. خوب راستش فکر کردم چه بهتر که این رو به صورت پست بنویسم تا همه علاقه مندان استفاده کنند. 
راستش سلیقه ها نظرها و راه و روش بچه داری هرکسی متفاوت هست و من فقط می تونم نظر خودم رو بگم. اگر کسی نظر و یا تجربه خاصی داره خوشحال میشم بشنوم مثل همیشه .. 



1- پوشک
اول از همه از پوشک شروع کنم که یکی از دغدغه های همیشگی هست حداقل برای دو سال. راستش الان که دختر کوچولو من داره به یک سال و نیمه گی نزدیک میشه تقریبا برند های مختلف و زیادی رو امتحان کردم. اینجوری بذارید خلاصه کنم:

گرون و کیفیت عالی : Pampers 
گرون و کیفیت معمولی و در بعضی از مدل ها بد: Huggies
قیمت متوسط و کیفیت خوب: Baby love
ارزون و کیفیت خوب متوسط: خرید برندهای متفرقه از Nappy for less

پیشنهاد من اینه که برای نوزاد از کیفیت عالی شروع کنید و حداقل تا چند ماه که پوست هنوز حساس تر هست ادامه بدید مثلا 4-6 ماه بعد می تونید به برندهای ارزونتر رجوع کنید که هنوز کیفین خوبی دارند. من به شخصه از Baby love خیلی راضی هستم و همین طور از مارک های اروپایی که از Nappy for less می خرم. Baby love قدرت نگه داری بیشتری داره اما برندهایی که Nappy for less می فروشه خیلی سبکتر هست و به نظرم برای بچه هایی که راه می رن راحت ترهو کشسانی دور کمرشون خیلی خوبه. 

2- شیشه 
به نظرم حتی اگر تصمیم به دادن صد در صد شیر مادر دارید داشتن یک شیشه لازمه چون ممکنه دردناک بودن سر سینه و یا زخم شدن و یا حتی دوشیدن شیر اولیه بیشتر بهش احتیاج پیدا کنید. 

بهترین شیشه که من پیدا کردم برند Avent بود و شیشه هایی که سرشیشه گرد و شبیه سازی شده سینه مادر هستند. یک شیشه 260 میلی لیتری هنوز برای من جواب میده و کار رو راه می اندازه. 

3- لباس 
باور کنید خیلی سخته این قسمت قضیه اما میشه بهینه اش کرد. 
برای نوزاد کیفیت خوب بخرید. شاید عالی نه اما خوب. لباس نوزاد زیاد شسته میشه بنابراین اگر کیفیت خوبی نداشته باشه سریع یقه ها و استین هاش شل میشه و قابل استفاده نیست. در ضمن لباس هایی که درصد نخ بیشتری دارند راحت تر میشه ازشون لکه ها رو پاک کرد تا لباس هایی با درصد بالاتر پلاستیک. 

لباس هایی که نخی و کمی قابلیت کشی دارند به راحتی از نوزاری تا شش ماهگی قابل استفاده هستند. 

به نظرم خرید از جاهایی مثل kmart, warehouse , tnt و کیفیت های شبیه برای نوزاد مناسب نیست چون در نهایت پول بیشتری می دید تا لباس های تازه بخرید چون قبلی ها سریع خراب میشن. به جاش به OutLet های Pumpking Patch سر بزنید. و یا حراج های Farmers و یا اگر اهلش هستید و حوصله دارید انلاین خرید کنید. من به شخصه مثلا کیفیت لباس هایی رو که در سفرم به کانادا خریدم واقعا بهتر از کیفیت حتی لباس های کیفیت خوب اینجا دیدم و بسیااااار ارزونتر. 

نوع لباس برای نوزاد خوب به فصل به دنیا اومدن خیلی بستگی داره. اما معمولا هفت - هشت تا سرهمی ، سه چهار تا شلوار و اگر مثل من شورت عینکی دوست دارید. دو سه تا پیشبند. یادتون باشه پیشبند غذا با پیشبند که برای اب دهان کودک هست فرق داره و معمولا این نوع کوتاه تر هست و توی صورت نوزاد برنمی گرده که جلو نفسش رو بگیره. کلاه نخی نازک یک الی دو تا. یادتون باشه بازهم نوزاد از راه سر حرارت بدن رو تنظیم می کنه و گذاشتن کلاه پیشنهاد نمیشه مخصوصا موقع خواب. 

4- کرم زیر پوشک (کرم بچه - کرم پا)
خلاصه هرچی امسش هست. در لازم بودنش که شکی نیست مخصوصا در ماه های اول چون لایه روی پوست بچه ایجاد می کنه که از سوختنش جلوگیری بشه. اما نباید خیلی هم طولانی استفاده کرد. 

بهترین برندی که من پیدا کردم Aveeno بود که البته پیدا کردنش اسون نیست. بعد از اون Sodu Cream هم خوبه و حتی بهتر از همه اینها روغن هایی که پایه روغن زیتون دارن. امااا نکته اینه که شما کرمی رو هر روز استفاده می کنید کم کم پوست بهش عادت می کنه. من معمولا Sodu Cream می زدم و اگر نشونه ای از سوختگی می دیدم کرم آوینو رو استفاده می کردم و اینطوری خیلی سریع خوب میشه. اما به هرحال همه این سه تا برند خوب هستند. از Bepanteen هم خیلی تعریف شنیدم و خودم فقط یک بار استفاده کردم. به نظرم نسبت به قیمت و مقدار کمش به صرفه نیست و شاید بهتر باشه فقط در مواقع سوختگی استفاده بشه. 

5 - پودر بچه برای من هیچ وقت استفاده نشد. 

6- میز تعویض
راستش هرکسی شرایط خونه اش متفاوت هست ولی به نظرم در کل چیز بسیار کاربردی هست. میشه روی تخت و زمین و خود تخت بچه تا مدتی این کار رو کرد اما در نهایت به نظرم به صرفه است که خریداری بشه چون مدت ها استفاده میشه و کلی از کمر دردهای دلا شدن و روی زمین نشستن جلوگیری می کنه. 

7 - دستمال مرطوب یا wipe 

صددرصد لازم .. به نظرم مثل پوشک برای چند ماه اول بهتره بدون بو و الکل و غیره باشه و بهترین کیفیت رو خرید اما بعد که بچه بزرگتر شد خیلی تفاوت زیادی نمی کنه. بهترین برند ها به نظرم huggies و Pampers هستند اما در ماه های بالاتر من به شخصه هرچی حراج باشه می خرم. 

 8 - کیف وسایل نوزاد 
به نظرم من خیلی ضروری هست و از روز اول به کار میاد تااااا خدا می دونه. کیفیت خوب بخرید چون اونقدر استفاده می شه و تو ماشین و مسافرت و غیره همراهتون هست که حسابی بعد از مدتی اگر کیفیت نداشته باشه زوارش در می ره. 

9 - صندلی ماشین و کالسکه و .. رو که خودش میشه تا صبح راجع بهش حرف زد و جدا اینجا در موردش نوشتم قبلا: 
http://www.korushade.com/2014/09/blog-post_22.html

10 - گهواره و یا Bassinet 
بازهم به نظرم کاملا انتخاب شخصی هست. من از داشتن گهواره کاملا راضی بودم چون هم کنار تخت خودمون جا میشد و هم می تونستم سبد رو به راحتی بیارم توی پذیرایی و کنارم بذارم و بچه هم توش راحت بود. اما خیلی ها تخت کودک کنار تخت خودشون جا میشه و ترجیح می دن چیز اضافه ای خریداری نکنن. به هر حال فقط نهایتا تا سه چهار ماه استفاده داره. 

11- حوله 
حوله برای حمام حتما دو تا لازمه. جنسی بگیرید که جذب اب خوبی داشته باشه و نرم باشه. به نظرم کیفیت عالی بخرید و تا مدت ها می تونید ازش استفاده کنید. 

12- پتو و ملافه 
پتو کاربردی حداقل تا یک الی دو سال نداره چون هم خطرناکه برای نوزاد و هم وقتی بزرگتر شد نمی ذاره روش بمونه . اگر هوای سردی در پیش دارید بهترین وسیله خرید پتوهای پوشیدنی هست که جای دست داره و کودک درش راحت تره. 

اما ملافه به تعداد سه الی چهار تا لازم هست. دقت کنید جنس Fleece نخرید چون از پلاستیک هست و امکان جابه جایی هوا رو به پوست نمی ده. 

خوب فعلا پست رو اینجا ناتمام می ذارم و در پست بعدی بقیه رو می نویسم. 
خوش باشید 
سپیده

بازهم کانادا در مقایسه با نیوزلند






دوست عزیزی بعد از چندسال زندگی و درس خوندن در نیوزلند چند هفته پیش رفت کانادا و فعلا در شهر واترلو مقیم هست. زحمت کشیده و برام پستی نوشته از این هفته های اخیر در مورد مقایسه زندگی در اینجا و اونجا :)‌ .. من حرف هاش رو بدون هیچ تغییری اینجا می ذارم و قضاوت رو میسپرسم به کسانی که می خونن. اگر کسی هست که تجربه زندگی در هر دو کشور رو داره و مخالف هست و یا نکات دیگه ای می خواد اضافه کنه حتما خوشحال می شم حرف هاش رو بشنوم. فکر می کنم خیلی از مهاجران نیوزلندی در گیر و دار تصمیم و یا حتی برنامه ریزی برای سفر و زندگی در کشورهای دیگه هم هستند و خوب این اطلاعات می تونه خیلی کمک کنه. این پست بیشتر در راستای نکات مثبت اوکلند به واترلو هست و مقایسه برعکس شاید بعدا نوشته بشه :)‌ ممنون
سپیده - Korushade@gmail.com
---------------------------

چند روز است تو فیس بوک یک مقاله همخوان می شه درمورد دلایلی که به خاطرشون نباید به نیوزیلند سفر کرد. مجموعه ای عکس از زیباترین منظره های نیوزیلند است که می شه تو شهرهای مختلف دید. دیروز هم خبری منتشر شد که آکلند در سال 2015 به عنوان سومین شهر دنیا از نظر کیفیت زندگی شناخته شده.  دیدن این اخبار دقیقا وقتی که من نیوزیلند رو برای زندگی در کانادا ترک کردم همزمانی جالبی بود که من رو به فکر فرو برد که دقیقا با ترک نیوزیلند چه تغییرات کوچیکی توی زندگی ام رخ داده. جزییاتی که خیلی هامون وقتی از ایران اومدیم نیوزیلند اینقدر درگیر بودیم که بهش توجه نکردیم. برای من ارزش این جزییات الان که از دستشون دادم معلوم شده. 

1- هوا: درمورد هوا البته من نمی تونم خیلی عادل باشم. چون از آکلند اومدم کانادا که خوب سرزمین یخ است. ولی خوب هفته اولی که اینجا بودم فکر کردم که من چند بار از هوا (سرما یا گرما) در آکلند اذیت شدم. تعدادش از انگشتان دست کمتره. یکی دو شب در زمستان سال اولی که اومده بودیم که هنوز بلد نبودیم در رطوبت چه جوری باید زندگی کرد، یکی دو روز در تابستان 2012 که دما از 30 درجه بالاتر رفت و یکی دو روز در تابستان 2014. همین. این رکورد چهارساله رو در هفته اولی که کانادا زندگی کردم زدم. یادم اومد به غرهایی که روزهای بارونی آکلند می زدم از اینکه هوا دلگیره. با عرض معذرت می خوام بگم که خوشی زده بود زیر دلم. تنها مشکل من تو این مدت بارون های افقی بود که با چتر نمی شد جلوشون رو گرفت. اگه این شما رو اذیت می کنه، من صمیمانه آرزو می کنم هیچ وقت نرید جایی که از سرمای هوا حتی نتونید دستتون رو از جیبتون بیارید بیرون. نگه داشتن چتر که پیش کش. خلاصه که این بار که پنجره اتاق رو باز می کنید و نسیم دلنوازی می آد، بدون سرما، بدون خاک، بدون سر و صدا، بدون حشرات موذی یادتون بیاد که این از نعمت هایی است که تو اون کشور دارید.

2- آب نوشیدنی: اینکه می تونید مثل هشت سالگی تون کله تون رو بگیرید زیر شیر آب آشپزخونه و آب بخورید نعمتی است که نمی دونید دارید. آب در نیوزیلند، به خصوص در آکلند، مزه خیلی خوبی داره که البته نشان دهنده کیفیتش هم هست. من البته مزه اب تهران رو هم خیلی دوست داشتم. ولی همیشه نگرانی از آلودگی های آب با ما بوده. نگرانی ای که تو نیوزیلند یادت می ره وجود داره. من الان چند تا برند آب معدنی رو امتحان کردم و هنوز هم مزه آب رو نمی تونم تحمل کنم. درحال حاضر آب نوشیدنی شیر رو با پارچ فیلتردار، فیلتر می کنم برای گرفتن سختی اش. یک بار تو کتری برقی می جوشونم. بعد می گذارم تو یخچال. اگه دماش تا حدود سه درجه بیاد پایین می شه با اندکی اغماض خوردش. همزمان که داری آه می کشی برای روزهایی که تو آکلند آب از شیر می خوردی.

3- آب برای شستشو و زندگی: اصلی ترین کیفیتی که آب نیوزیلند داره که وقتی اونجایی متوجه نمی شی سخت نبودن آب است. یعنی آب املاح زیادی نداره. یک اثر این موضوع روی مزه آب است. ولی اثرات کوچیک ولی مهم دیگه ای هم تو زندگی داره. اول اینکه مثلا ظروفی که توش آب می جوشونید، مثل کتری، کتری برقی و قابلمه ها رسوب نمی بندن. همه لایه رسوب سفید تو کتری و سماورهامون تو ایران رو یادمونه. من یکهو تعجب کردم وقتی یادم اومد هیچ وقت همچین چیزی رو تو نیوزیلند ندیدم. و البته متاسفانه حالا تو کانادا دوباره همون مشکل رو دارم. رسوب بستن ظروف، باقی موندن لکه آب روی ظرف هایی که خود به خود خشک می شن یا توی ماشین ظرفشویی که اگه کدبانو باشی (که البته من نیستم) مجبور می شی ظرف ها رو با دستمال خشک کنی. اثر دیگه لکه های ترکیب آب و صابون است که توی سینک و حموم و دستشویی و روشویی می مونه. در کل داشتن خونه تمیز به اون راحتی نیوزیلند نیست. 

4- کیفیت و مزه غذا: به اعتقاد من مواد غذایی در نیوزیلند از نظر کیفیت از بهترین های جهان است. می دونم که همه ما وقتی از ایران اومدیم نیوزیلند، برخی چیزها به ذائقه مون نمی خورده و طول کشیده تا بهشون عادت کنیم. مثلا من و همسرم کلی سختی کشیدیم تا پنیری پیدا کنیم که با ذائقه ما برای صبحانه همخوانی داشته باشه یا مثلا همه حداقل یک بار ماست، سس، یا خیارشوری خریدیم که بد فهمیدیم شیرین است. ولی کیفیت مواد غذایی تو نیوزیلند به شکلی است که مهم نیست از کجا خرید می کنید. کیفیت موادغذایی مستقل از اینکه از کجا خرید کنید، مغازه های چینی، هندی یا عربی، Pack n save، کانت داون یا نیومارکت. یا حتی مغازه هایی که مواد غذایی ارگانتیک می فروشن. همه و همه حداقل کیفیت رو برای تولید مواد غذایی دارن. غذایی که چربی وحشتناک، هورمون یا انتی بیوتیک بی رویه توش نیست. تو آمریکای شمالی شما اگه بخواهید مواد غذایی سالم و ارزون بخرید، باید یک مساله با چند متغیر و چند مجهول حل کنید. باید برای گوشت و مرغ به یک فروشگاه، سبزیجات فروشگاه دیگه برید و سایر اقلام بسته بندی رو از فروشگاه دیگه ای بخرید.  

5-گرد و خاک و گاهی نمک: یکی از مشکلاتی که بعضی از ما که حداقل یک بازه زمانی ای تهران زندگی کرده بودیم داشتیم گرد و خاک و دوده بوده. در نیوزیلند شاید به دلیل مرطوب بودن خاک و شاید به دلیل کمتر بودن ساخت و ساز یا استفاده از چوب به جای آجر و سیمان تو ساختن ساختمون ها من اصلا مشکلم با گرد و خاک رو فراموش کرده بودم. یعنی غیر از مواقعی که قرار بود مهمون رسمی ای داشته باشیم من به شخصه حس نمی کردم لازمه به عنوان بخشی از کارهای خونه گردگیری، این عذاب بشری، رو انجام بدم. تو کانادا دوباره این مشکل رو دارم. یعنی این کار به لیست کارهای خونه اضافه شده. در کمال تعجب وقتی خونه رو جارو می کنی  یا روی میز و تلویزیون و حتی لپ تاپ رو دستمال می کشی خاک رو می بینی. این هم یک دلیل دیگه که خونه تمیز داشتن تو نیوزیلند خیلی خیلی راحت تر و با صرف وقت کمتری ممکنه. البته ناگفته نمونه که من چون جای سردسیر و برفی ای زندگی می کنم، یک مشکل هم به خاک اضافه می شه و اون هم نمکه. برای آب شدن برف تو پیاده رو و خیابون به مقدار زیاد نمک مصرف می شه. واسه همین توی هوا، باد، کف کفش ها یا حتی روی کت و کاپشن ها همیشه پر از گرد نمک است که به مشکل گرد و خاک روی زمین اضافه می شه. 

6- راحتی در لباس پوشیدن: همه ما یک روزهایی غر زدیم که تو نیوزیلند مردم خوش پوش نیستن یا لباس خریدن سخته. یا کیفیت لباس ها بده. اونورش یادمون نبوده که همین موضوع بهمون راحتی و انتخاب بیشتری تو لباس خریدن و پوشیدن و خلاصه خودمون بودن می ده. هم خیلی رسمی نبودن dress code کشور، قضاوت نکردن نیوزیلندی ها و پذیرفتن مهاجران به همون شکلی که هستن و صد البته آب و هوای معتدل دست آدم رو برای انتخاب لباس باز می گذاره. همه ما مثلا برای کنسرت رفتن لباس رسمی می پوشیم ولی سینما رو همینجوری می رفتیم. ما یک بار اینجا سینما رفتم با یک دانشجوی پسر بیست و پنج ساله. آدمی که مثلا همیشه وقتی می بینی اش با پیرهن اتو نشده است، برای سینما ژاکت رسمی و کروات پوشیده بود. 

7-  حمل و نقل عمومی:  فکر می کنم همه ما داستان های ناامید کننده ای از حمل و نقل عمومی آکلند داریم. اتوبوس هایی که دیر می رسن، یا اصلا نمی آن. آخر هفته ها که فاصله اتوبوس ها زیاد می شه و گاهی اصلا رفت و آمد، به خصوص برای کسانی که ماشین ندارن سخت می شه. اما حداقل در محدوده مرکز شهر، تو آکلند می شه بدون ماشین و با اتوبوس زندگی کرد. مشکل در خیلی از شهرهای بزرگ، یا حتی کوچک دنیا، یا دقیق تر بگم آمریکای شمالی، این است که زندگی رسما براساس ماشین داشتن افراد طراحی شده و اتوبوس معمولا برای دانشجوها و دانش آموزان یا افراد مسن که امکان رانندگی ندارن طراحی شده. بیشتر مراکز خرید برخلاف نیوزیلند که تو پاساژ یا Mall طراحی شدن، معمولا تو plaza هستن. حتی سوپرمارکت های اصلی و بزرگی که معمولا خانواده ها خریدهای روزمره شون رو انجام می دن. این پلازاها معمولا پارکینگ های خیلی بزرگی هم دارن که به تعداد بیشتری مشتری خدمات بدن. ولی همین طراحی دقیقا باعث می شه که وقتی شما از اتوبوس در نزدیک ترین ایستگاه پیاده می شید، مجبور باشید بین پنج تا ده دقیقه در طول پلازا و پارکینگ راه برید تا به فروشگاه مورد نظرتون برسید. حالا دمای منفی و سرد رو هم بهش اضافه کنید تا حالا یکی مثل من رو درک کنید که هر بار برای خرید می ریم بدون استثنا می گم "قربون آکلند خودمون". 

8- زیرساخت جدید و مدرن تر:  اینکه نیوزیلند نسبت به خیلی از کشورها، خیلی پیشرفته محسوب نمی شه و بخشی از سیستم های مدرن رو دیرتر از بقیه کشورها استفاده کرده باعث می شه که زیرساخت های مدرن و جدیدتری داشته باشه که برای ما به عنوان مشتری این سیستم ها دلچسب تر است. مثلا شما هم حتما شنیدید که متروی تهران خیلی خیلی پیشرفته است. خوب درست است. متروی تهران، به خصوص قطارها، طی چند دهه گذشته خریداری و طراحی شدن. اگه این مترو رو با سیستم شهرهایی مثل پاریس و شیکاگو مقایسه کنید که صد سال پیش ساخته شده ان، بسیار تمیز و مدرن و کارآمد به حساب می آد. شبیه این تفاوت در نیوزیلند هم باعث شد که من وقتی می آم کانادا حس کنم که از نظر وجود سیستم های هوشمند عقب گرد کردم. مثلا اتوبوس های شهرداری تو آکلند تقریبا همه نو هستن. سیستم بلیط که شما براساس طول مسیرتون پول می دید و لازم نیست اگه سه  تا ایستگاه می خواید سفر کنید به اندازه ته خط پول بدید و می تونید روی موبایلتون کارتتون رو شارژ کنید، یادتون بیاد که خیلی از این امکانات تو کشورهای پیشرفته دنیا هم، به دلیل قدیمی تر بودن سیستم ها وجود نداره. 

9-امنیت فیزیکی و احساسی: اصلی ترین تاثیری که زندگی تو نیوزیلند روی شخص من داشته، زیاد شدن احساس امنیت و آرامشم بوده. مردمان آرام و امنیت جامعه به خصوص برای خیلی از ما که همه عمر، یا حداقل بخش کوتاهی از زندگی مون رو تو یکی از شهرهای بزرگ ایران زندگی کرده بودیم و یاد گرفتیم که باید کلاهمون رو سفت بچسبیم که باد نبرش، باعث ایجاد حس امنیتی می شه که چند سال بعد از وجودش توی خودتون تعجب می کنید. البته می دونم که مرکز شهر آکلند یا جاهای خاصی مثلا تو جنوب آکلند، محله های  امنی نیستن. ولی در مجموع نیوزیلند کشور خیلی خیلی امنی است. خیلی از کیوی ها که  تو suburb ها زندگی می کنن، غیر از مواقع سفر طولانی، درب خونه هاشون یا ماشین هاشون رو قفل نمی کنن. اگه کسی از کنارتون تو خیابون رد شه، مجبور نیستید هزار جور گارد بگیرید که اگه خانم هستید، بهتون متلک نگه، کیفتون رو نزنه، موبایلتون رو از دستتون نقاپه یا اذیت فیزیکی نکنه. من وقتی فهمیدم که چقدر به امنیت نیوزیلند عادت کردم که روزهای اولی که حساب نداشتم تو کانادا، دست کردم تو چیبم و پول نقد در آوردم و همراهانم یکهو همه با هم داد زدن که بگذارش تو جیبت. اگه مردم بی خانمان ببینن ممکنه برای همون چند ده دلار بهت حمله کنن. من آه کشیدم برای سرزمینی که دوستی برای تقویت زبانش در روزهای اول مهاجرت می رفت تو کویین استریت و با بی خانمان ها و خیابون خواب هاش معاشرت می کرد. 

10- اقیانوس و مناظر زیبا: آخر این نوشته برمی گردم به اول حرف. به مناظر زیبایی که تو اون لینک فیس بوکی دیده بودید. فکر می کنم شهرها، یا کشورهای خیلی کمی تو دنیا باشن که شما بتونید وقتی توشون زندگی می کنید در لحظه لحظه زندگی، از پنجره خونه یا محیط کارتون منظره هایی رو ببینید که اگه حواستون نباشه فکر کنید تو کارت پستال زندگی می کنید. باور کنید که اون سبزی زمین که وصل می شه به انعکاس نقره ای نور از روی اقیانوس و آبی آسمانی و ابرهای سفید رقصان رو هر جای دنیا نمی شه دید. اینکه حداکثر با پنج تا ده دقیقه رانندگی می تونید برسید به یک منظره ای که معمولا پولدارترین مردم کشورهای دیگه آرزوی دیدنش رو دارن نعمتی است که وقتی مثل من دیگه نداشتید، قدرش رو خواهید دونست. 
  
همه این ها رو گفتم که بگم الان اگه آب دستتون است بگذارید زمین، یا نه اصلا، با همون لیوان آب یا چای خوشمزه تون بپرید توی ماشین، برید به نزدیک ترین ساحل یا پارک محلتون و بشینید از هوا و منظره و رقص ابرهای سفید لذت ببرید و خدا رو شکر کنید که توی یکی از بهترین سرزمین های دنیا برای زندگی روزگار می گذرونید. از من گفتن.
پرستو / مارچ 15 / واترلو /کانادا 

۰۴ اسفند ۱۳۹۳

کامران و هومن یا سرسره بزرگ ابی اوکلند !!


کامران و هومن یا سرسره بزرگ ابی اوکلند !! 





روز یکشنبه دو تا برنامه تفریحی حداقل برای ما ایرانی ها در اوکلند فراهم بود. می دونم خیلی ها هردو و اکثرا حداقل کنسرت رو شرکت کردید. اول یه پست بلند بالا نوشته بودم بسیار تحلیل طور از رفتارها و تفسیرهایی که میشه از خودمون و برنامه ریزی هامون و غیره انجام بدیم. و کلی به ایرانی بودنمون و غیره گیر داده بودم. البته الان هم همچنان 
همین هدف رو دارم ولی با کمی تفاوت. 

همون طور که خیلی هاتون شنیدید یا دیدید برنامه Monster Slide بسیار ناامید کننده برگزار شد و خیلی ها بدون اینکه کلا تفریحی داشته باشن برگشته بودن و یا خودشون رو جور دیگه ای سرگرم کرده بودند. اما قسمت خوب قضیه اینه که می دونی قراره پولت رو پس بگیری و حداقل تنها غصه وقت هدر رفته رو بخوری و پولی از جیبت نرفته. خوب ، این مثال خوبیه که نشون بده اتفاق ممکنه در هر برنامه ای بیفته و اصلا ربطی نداره مسئولینش ایرانی باشن و یا غیر ایرانی باشن. برنامه ریزی ها انجام شده ولی متاسفانه مشکلاتی پیش اومده و الی اخر .. 

خوب برنامه دیشب هم ، منظورم کنسرت هست با مشکلاتی مواجه شد. هنوز از دلایل دقیق اش اطلاعی نداریم و مدت زمانی که منتظر بودیم هممون خیلی طولانی شد. برای خود من با توجه به گذاشتن دختر کوچولوم خونه واقعا سخت بود بیشتر از اون معطل بشم و شاید یکی از ادم های عصبانی جمع بودم اما خوب اتفاق متفاوتی هم افتاد. 

بذارید اینجوری بگم ، من از چند تا چیز ناراحت شدم. اول معطلی،‌ دوم پاک شدن کامنت ها و نظرات مردم، سوم عدم اپ دیت صفحه اصلی تبلیغات برنامه. و حالا برای هرکدوم با توجه به اتفاقاتی که افتاد احساس بهتری دارم. 

انتظار داشتم صفحه اطلاع رسانی که اینقدر آپدیت های خوب و به موقع می ذاره در این مورد توضیحاتی بده و خوب دیشب تا اخرین لحظات بیداری چیزی ندیدم. اما صبح وقتی دیدم که از مردم معذرت خواهی شده و توضیحاتی قراره داده بشه واقعا خوشحال شدم که حداقل رفتاری متفاوت از رفتارهای معمولی که در ایران میبینیم انجام داده شده. اینکه قراره ویدئویی طبق گفته های صفحه انجام بشه به نظرم فکر خوبیه و واقعا به شخصه منتظرم حرف های مسئولان و اجرا کنندگان رو بشنوم. 

از پاک شدن کامنت ها بسیار ناراحت شدم چون ازادی بیان هیچ کسی رو هیچ کسی حق نداره بگیره اما خوب کاملا قابل درک هست که بعضی فقط با استفاده از الفاظ نامربوط می تونن نظرشون رو بگن و با زبان منطق کاری ندارند و خوب باز به خاطر توضیح مدیریت سایت که چرا کامنت ها رو پاک کرده رفع سوتفاهم شد. 

از اینکه کسانی از برنامه نتونستن استفاده کنند مثل خود من و مجبور شدم قبل از شروع برگردم بسیار دلسرد شدم اما خوب حداقل اینکه امید دارم بتونم هزینه بلیط رو پس بگیرم چون سه ساعت انتظار حتی قابل توجیه، ممکنه با برنامه ریزی زمانی بعضی نخونه. 

به هرحال با توجه به همه انتظارها گویا به خیلی ها خوش گذشته و امیدوارم برای برگزار کنندگان تجربه ای بشه که ادامه بدن و از تجربیات و اشتباهاتشون برای بهتر کردن برنامه هاشون یاد بگیرن. 

و امیدوارم به قول هاشون عمل کنن و مجبور نباشم حرف هام رو پس بگیرم.

اما از دو تا مساله دیگه همچنان ناخرسندم. یکی چیدمان صندلی ها که طبق بلیط های فروخته شده نبوده و به جای مثلا 14 صندلی در هر ردیف تعداد کمتری حداقل در ردیف صندلی بود و باعث شد از جمع دوستان دو نفر جدا باشند و خوب ردیف های هم نام در امتداد هم نبودند. شاید اونقدر مساله مهمی نباشه چون در نهایت خیلی های حتما سرپا بوده و می رقصیده اند. 

مساله دوم پذیرایی بود که هیچ بار و یا فروش اسنک و یا نوشیدنی وجود نداشت و متاسفانه چلوکبابی که قول داده شده بود حداقل در ظرف من فقط یک نصفه کباب و مقدار غیرقابل توجهی برنج بود و با 13 دلار خیلی بهتر می شد پذیرایی و در کنارش سود هم کرد. 

به هرحال برای کشور دورافتاده امون که کمتر کسی برای اجرا این برنامه ها سرمیزنه بازهم تلاش خوبی بود و امیدوارم هم اجرا کنندگان و هم هم وطنان ناامید نشن و به این کار ادامه بدن. 

خوش باشید .


۲۹ دی ۱۳۹۳

آیا بچه دار شدن خیلی هزینه دارد ؟

آیا بچه دار شدن خیلی هزینه دارد ؟ 






این رو بارها و بارها شنیدم .. از دوستان ایرانی و غیر ایرانی ... در ایران و سایر کشورها که بچه ها بسیار هزینه بر هستند .. خوب وقتی قرار است کودکی به زندگی امان وارد شود شاید یکی از مسائلی که در نظر خواهیم گرفت هزینه های جدید زندگی خواهد بود اما به هرحال هزینه و گرانی داشتن بچه از اولویت های اول در لیست دلایل داشتن و نداشتن فرزند نیست .. اما از این حرف ها بگذریم گفتم با یک دو دو تا چهارتای ساده هزینه های یک کودک ناز رو در زندگی حساب کنم... این شد که به نوشتن این پست رسیدم. 

هزینه هایی که می نویسم براساس تجربه شخصی من هست و بر اساس به دنیا اومدن و بزرگ شدن بچه در نیوزلند. سعی می کنم خیلی همه چیز رو متوسط در نظر بگیریم .. نه خیلی خساست به خرج بدم و نه خیلی لوکس حساب کتاب کنم :) 
خیلی از موارد هزینه بر فقط یک بار خرج می شه و برخی مصرفی هست مثل شیر و پوشک و غیره .. بنابراین من هزینه ها جدا دسته بندی کردم:
مواردی که یک بار هزینه میشه:
---------------------------------------
صندلی ماشین: 400 دلار
کالسکه: 400 دلار
کیف وسایل بچه: 50
اغوشی: 50
رورویک: 100
زیرانداز بازی(فرش): 100
تخت: 400
میز تعویض: 100
ننو: 100
پتو و روتختی: 150
تشک تخت:150
مانیتور بچه: 200
صندلی غذا: 150
شیشه و لیوان اب: 100
وسایل شیردهی (بالش و پد): 100
شیر دوش: 200
خرج های خرده ریز: 400
این ها نیازهای تقریبا اساسی و یک باره کودک برای سال اول هستند:
جمعا تقریبا :3100 دلار 

یک سری خرج ها هم هست که خوب ماهانه هست. مثل هزینه شیر خشک و غذا و پوشک و اسباب بازی و لباس و کتاب و غیره ..  اما به صورت متوسط من اینطوری حساب کردم: (ماهانه)
پوشک و دستمال مرطوب : 80
شیر مادر: 0
شیر خشک و غذا: 150
لباس: 100 
دارو و مواد مورد نیاز: 20 
اسباب بازی و تفریح : 100
تقریبا 450 دلار در ماه .

یعنی سرجمع در سال اول کودک شما خرجی معادل:‌ تقریبا 8500 دلار داره. البته این هزینه منهای هزینه مهد کودک و یا پرستار کودک هست که ممکنه بخواهید استفاده کنید. 
اینجا لینکی هست که می تونید براساس شرایط خودتون هزینه های سالانه کودک رو حساب کنید. به نظرم خیلی مفید اومد :)‌
http://www.babycenter.com/baby-cost-calculator
:)‌

۰۲ دی ۱۳۹۳

هشت دلیل که در ایام کریسمس خرید نکنیم!!

هشت دلیل که در ایام کریسمس خرید نکنیم!! 



- جوگیر می شویم : جوگیری که اصل توی خون امونه .. این که اسم این ایام کریسمسه و سال نو و غیره است ناخودگاه کلیدی رو در مغزمون روشن می کنه که باید برم خرید .. تحت تاثیر جو و شلوغی اطراف و هیجان اطرافیان قرار می گیریم و حتی اگر چیزی نیاز نداشته باشیم راهی مغازه ها و فروشگاه ها می شویم و خوب دست پر هم بر می گردیم.

- هول می شویم : همه مغازه ها این روزها پرچم حراج اشون بالاست .. و با قیمت های هیجان انگیز وسوسه امان می کنند .. همه در حال خرید هستند پس باید بدوییم والا همه جنس های خوب و ارزون خیلی زود روی هوا می روند و ....جو مذکور و افکار هول شدگی دست به دست هم می دهند تا یادمان بیاید همه نیازهایی را که نداریم .. اگر یک تی شرت لازم داریم سه تا می خریم .. اگر تاحالا نون هایمان رو Taost نمی کردیم حالا با یک تستر چهار کاره به بغل به خانه بر میگردیم .. ، برای چند سال اینده بچه و بچه های نداشته هم حتی خرید می کنیم .. خلاصه این داستان ادامه دارد. 

- جنس های مرغوب کمتر پیدا می شوند : فروشگاه ها و مغازه ها و غیره هم سیاست های خودشان رو دارند .. رنگ هایی که در روزهای معمولی چندان دلبری از مشتریان نمی کنند را بهتر می شود با رنگ و لعاب کریسمس فروخت .. شاید برای خود مشتری مناسب نباشد اما برای هدیه که می شود استفاده اش کرد .. اصلا مفت باشد کوفت باشد .. جنس های تکراری که گویا در جعبه های خاک خورده انبار به امید این ایام نشسته اند میایند رو .. جنس هایی با تاریخ مصرف های کوتاه مدت تر جلوی قفسه های می نشینند و ... 

- قیمت ها معمولی است : باور کنید من هم در این مدت به مراکز خرید زیاد سرزده ام و به صورت غیر منتظره ای متوجه شده ام که قیمت ها از همیشه معمولی تر و شاید هم گرانتر است .. همین Kmart اشنای خودمون .. همه قیمت های ارزون معمولیش به صورت تعجب اوری گرانتر از همیشه بود .. شاید فقط دو - سه دلار  ، اما در حجم خرید این روزهای مردم همان بسیار سود هنگفتیه براشون .. Briscos دوست قدیمی و اشنای همه که همیشه سال عین چهار فصل گوش تلویزیون روهم از داد و هوار حراج میبره نهایتا حراج های خیلی معمولی زده بود و حاضرم شرط ببینم وقتی برای خرید جنس بهشان سر بزنید رنگ و مدل مورد علاقه اتان به راحتی پیدا نمی شود. 

- درست تصمیم نمی گیریم : حتما شما هم با این سیستم امتیاز و کارت جمع کردن امتیاز و غیره در انواع فروشگاه ها اشنا هستید و یا حتی اینکه مثلا اگر فلان قدر خرید کنید فلان محصول رو به شما هدیه می دهیم  !!!!!!!   آیا به نظرتون مغازه ها و برندها عاشق چشم و ابروی ما هستند ! هان ! نه ! نیستند .. اما عاشق پول و جیبمان هستند .. چندبار شده خدایی که برای برای خرید یک کرم ضد افتاب رفته اید و با یک کرم ضدلک و یک کرم شب و دوتا ریمل و یه شامپو و یک کیف لوازم ارایش که هدیه گرفته اید برگشتید !!! بله ! این ها همه سیاست های بازاریابی است. شاید فکر کنید اگر کرم رو صد دلار بخرم کرم دوم رو نصفه قیمت می ده و یک کیف که 20 دلار می ارزه و مجانی میده پس چقدر سود می کنم !!! اشتباه نکنید .. این فقط راهی است که شما بیشتر خرج کنید .. از کسی این را می شنوید که در پشت خط فروش برای مدتی ایستاده و باور کنید برای فروشنده، هدیه ای که بابت صد دلار خرید بیشتر شما داده میشه چند دلاری بیشتر هزینه نبرده .. پس با لیست خرید از خونه بیرون برید و با همان ها برگردید .. حالا اگر این وسط دری به تخته ای جور شد و سودی کردید و هدیه ای گرفتید چرا که نه :) 

- چیزهایی می خریم که لازم نداریم : همان مثال بالا .. یا اصلا می رویم ماست بخریم با نوشابه برمیگردیم ... می رویم تی شرت بخریم ، شلوار لی می خریم !! چرا ! چون حراج بود :((((

- وقتمان رو بیشتر تلف می کنیم : در این دوران فروشگاه ها شلوغ تر هستند ، وسوسه خرید و حراج ها مجبورمان می کند برای به همه فروشگاه ها سر بزنیم ،‌ساعت و ساعت ها بگردیم ،‌از این مرکز خرید به مرکز خرید دیگری رانندگی کنیم تا بهترین حراج ها گیرمان بیاید و خیلی وقت ها هرانچه که نیاز داریم در نزدیکترین فروشگاه به خانه امان است 

- پول بیشتری هدر می دهیم : هرچه تعداد دفعاتی که بیرون می رویم بیشتر باشد ،‌بیشتر هزینه بنزین و ناهار و نوشیدنی و کافی و غیره می دهیم .. بیشتر به همه دلایل گفته شده در بالا خرید می کنیم ،‌بیشتر جنس های ارزون می خریم که طول عمر کمتری دارند و به این ترتیب بیشتر هزینه می کنیم .. به همین سادگی ..

البته همه این ها نظر و تجربه شخصی من بود :) و اصلا نمی خوام بگم در این ایام خرید نکنید .. خرید کنید و از حراج ها لذت ببرید اما از قوانین معمولی خودتون برای خرید کردن رد نشید .. لیست خرید داشته باشید. جنس خوب بخرید و فقط به دلیل حراج بودن چیزی رو نخرید. خرید هاتون رو اولیت بندی کنید و جوگیر نشید :)

راستی پیشاپیش کریسمس و سال نو میلادیتون مبارک باشه .. برای همه اتون شادی و یه عالمه ویزا و اقامت و شهروندی و کارها و موقیعت های شغلی عالی ارزومندم ..

تا سال بعد :)