۲۹ شهریور ۱۳۹۱

Daikoku

کلا فکر کردن به غذاهای چینی و ژاپنی و تایلندی بعد از چند بار امتحان کردنشون اونقدر برام اشتها اور نیست اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم این دقیقا به دلیل عدم شناخت کافی از غذاهای خوبشون و یا رستوران های خوبشون هست.

از اینکه بگذریم خیلی ها اصولا دوست دارند رستوران رفتن همراه با برنامه خاصی باشه مثل رقص و موسیقی زنده و یا هرچیز دیگه ای که در کنار غذای خوب زمان و محیط رو براشون دلپذیرتر کنه .. و من شخصا خیلی دنبال چنین جاهایی می گردم .. 

از مجموع حرف های بالا می خوام رستورانی رو معرفی کنم که واقعا همیشه ازش لذت بردم .. یه رستوران ژاپنی با غذای خوب . قیمت مناسب . دسترسی راحت و آشپزهایی که موقع آشپزی براتون کلی برنامه اجرا می کنند .. 

رستوران Daikoku یکی از جاهای مورد علاقه من و خیلی از کسانی هست که امتحانش کردند.

Daikoku در واقع اسم یکی از 7 خدای ژاپنی هاست. و به عنوان خدای ثروت، خدای کشاورزی و کشاورزان و خدای برنج هست.
 
 این رستوران توی مرکز شهر اوکلند و شمال شهر و غرب و جنوب شرق شعبه داره. منوی غذا معمولا همیشه شامل میسو سوپ برای شروع به همراه سالاد هست. برای شروع همیشه میگو و سبزیجات به همراه سس بسیار لذیذی سرو می شه. برای غذای اصلی می تونید استیک، ماهی و یا مرغ انتخاب کنید و یا ترکیبی از اونها. همراه با غذای اصلی برنج مخصوص تهیه می شه که ترکیبی از برنج، برخی سبزیجات و تخم مرغ هست و برای دسر چایی سبز همراه بستنی داده می شه. 

علاوه بر خوشمزه بودن غذا .. یکی از بهترین قسمت ها اینه که تمام مراحل تهیه غذا جلوی مشتری و روی میز مخصوصی که وسط اون از فلز هست و برای پختن استفاده می شه انجام می شه و هر قسمت نمایش های مخصوص خودش رو داره که جالب هستند. 

قیمت کل غذاهای بالا از شروع تا دسر گاهی به 30 دلار هم نمی رسه و اگر از روزهای خاص هفته برید و یا حدود ساعت های 6 تا 6:30 بخواهید شامتون رو شروع کنید می تونید با 20 و خورده ای همه منو رو داشته باشید. 

پیشنهاد می کنم حتما این رستوران رو امتحان کنید مخصوصا شعبه اصلی در مرکز شهر رو. 

این لینک اصلی سایت رستوران هست. می تونید روزها و زمان هایی رو که منو ارزونتر هست توی صفحه پیدا کنید. البته شعبه به شعبه یه کمی متفاوت هست. 

امیدوارم لذت ببرید.. خودم هم هوس کردم الان.

2 comments:

کتابون گفت...

ممنون سپیده جان... آنقدر مطالبت رو با جزییات و شور مینویسی که در ذهنم می مونه... یادم باشه اگر شد و اومدم حتما یه سری بزنم ...

Omid RAD گفت...

وای، الان اینجا(مشهد) ساعت 2 ظهره و من حسابی گشنمه :(((
چرا من الان باید اینو بخونم؟؟
نمیشد یه دو ساعت دیگه میخوندم؟