۲۳ آذر ۱۳۹۱

تحصیلات در نیوزلند

یکی از دوستان خوبم زحمت کشیدند و این پست رو درباره تحصیلات در نیوزلند نوشته اند.. با تشکر ویژه از ایشون امیدوارم شما هم استفاده ببرید :)
---------------------------------------------------------------------------

تحصیلات دز نیوزلند (برداشتی آزاد) - قسمت اول: تحصیلات دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد:

قبل از هر چیز باید توضیح بدهم که این برداشت فقط یک برداشت شخصی و موضوعی است و بیشتر در مورد افرادی مشابه من که فقط و فقط با هدف تحصیل در مقطع بالاتر٬ راهی نیوزلند میشوند صادق است و نه افرادی که به شیوه های دیگری مثل مهاجرت بر مبنای تصمیم خانواده و یا غیره٬ ابتدا در اینجا ساکن میشوند و سپس برای ادامه تحصیل اقدام م
یکنند. هر چند قسمتی از این نوشته در خصوص این افراد نیز میباشد٬ با اینحال هدف اصلی این نوشته بررسی مزایا و معایب تحصیل در نیوزلند برای افرادی است که قصد دارند کشور محل تحصیل خود را انتخاب و بر اساس آن برنامه ریزی کنند:

۱- تحصیلات پایه کارشناسی: به نظرم فقط برای افرادی که بر مبنای تصمیم خانواده و یا امکانات خاص خانوادگی در سنین کم اقدام به مهاجرت به نیوزلند میکنند تحصیلات مفطع کارشناسی ممکن است.

۲- تحصیلات کارشناسی ارشد: دوره های کارشناسی ارشد دانشگاههای نیوزلند بین ۱ تا ۲ سال میباشند. برخی از این دوره ها فقط بر مبنای گذراندن دروس مشخص/انتخابی می باشند. برخی نیز فقط بر اساس یک پروژه تحقیقاتی و برخی نیز بصورت ترکیبی از دروس و پروژه میباشند. شهریه تحصیلی برای دانشجویان بین المللی در این مقطع حداقل ۲۰۰۰۰ دلار در سال میباشد. که در کنار آن باید حداقل ۲۰۰۰۰ دلار در سال به عنوان هزینه زندگی٬ ویزا٬ مسافرت و بیمه نیز در نظر گرفت. متاسفانه بورسیه تحصیلی برای دانشجویان این مقطع وجود ندارد و فقط اساتید میتوانند از بودجه پروژه های خود به صورت خیلی محدود به دانشجویان کارشناسی ارشد (یه شرط انجام تحقیق و پروژه) پرداخت کنند. در ضمن٬ ویزای دانشجویی این دانشجویان شامل مجوز ۲۰ ساعت کار هفتگی نیز میباشد. با این حال استفاده کامل از این ۲۰ ساعت در هفته تقریبا غیر ممکن است: اولا به دلیل کمبود کار مناسب و دوما به دلیل حجم بالای امور درسی.
به نظرمن شروع یک دوره کارشناسی ارشد برای افرادی که تمایل دارند پس از گذراندن یک دوره کوتاه تحصیلی در نیوزلند مشغول به کار شوند٬ به شرط تمکین مالی آن٬ گزینه مطلوبی است. شاید بهتری است بگوییم نوعی سرمایه گذاری است. پس از فارغ التحصیلی به شما ویزای کار یک ساله داده میشود و در این مدت میتوانید در صنایع و شرکتهای نیوزلند به دنبال کار بگردید. تجربه شخصی من این بوده است که اکثر این افراد پس از مدتی راهی استرالیا میشوند. پس شاید گذراندن دوره کارشناسی ارشد در استرالیا از ابتدا در زمان و هزینه شما صرفه جویی کند.



----------------------------------------------------------------------------
تحصیلات در نیوزلند (برداشتی آزاد) - تحصیلات دوره دکتری:

هزینه ها:
در نیوزلند دانشجویان خارجی دوره دکتری تخصصی (پی اچ دی) مشمول یارانه تحصیلی دولتی میشوند و شهریه آنها برابر با شهریه دانشجویان نیوزلندی یعنی تقریبا ۸۰۰۰ دلار در سال می باشد. به علاوه برای گذران زندگی (به صورت دانشجویی) هزینه های اصلی عبازتند از:

دانشجو (مجرد): ۱۵۰۰۰ تا ۲۴۰۰۰ دلار در سال شامل هزینه اجاره: خانه ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار در ماه٬ هزینه تلفن٬ اینترنت و برق : ۶۰ تا ۱۲۰ دلار در ماه٬ هزینه سوپرمارکت: ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار در ماه٬ سایر هزینه ها (حمل و نقل٬ تفریح و ...) بین ۵۰-۲۰۰ دلار در ماه - هزینه بیمه پزشکی: حدود ۸۰۰ دلار در سال (کلیه هزینه های درمانی  را پوشش میدهد)

خانواده (۲-۳ نفر): حدود ۲۵۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ دلار در سال + هزینه بیمه پزشکی : حدود ۱۳۰۰ دلار که کلیه هزینه های درمانی را پوشش میدهد.

کمک هزینه و بورس تحصیلی:

دانشگاههای نیوزلند برای اعطا بورس تحصیلی به دانشجویان خارجی٬  شرایط سختی در مورد معدل و نمره زبان دارند. با این شرایط فقط دانشجویان معدودی موفق به اخذ بورسیه تحصیلی از دانشگاههای نیوزلند میشوند. البته برخی اساتید دارای اعتبارات مالی از محل پروژه های صنعتی و یا بودجه های تحقیقاتی هستند. آنها می توانند از محل این اعتبارات و با توجه به صلاحدید خودشان و یا یک گروه مشخص٬ به دانشجویان دکتری بورس تحصیلی اعطا نمایند. در این حالت٬ برای جلب نظر مساعد یک استاد نیازی به داشتن معدل بالا و یا سوابق تحقیقاتی عالی ندارید. فقط کافی است اعتماد او را به دست آورید.

اخذ ویزای دانشجویی از ایران:

اکثر دانشجویان فعلی بین ۵ تا ۸ ماه٬ برخی حتی بیشتر از یک سال٬ و تعداد کمی حتی در عرض یک ماه ویزا گرفته اند. به نظرم طول زمان صدور ویزا بستگی زیادی به نظر Case Officer شما دارد. ویزای دانشجویی شما همراه با مجوز ۲۰ ساعت کار هفتگی است.

در صورتیکه ازدواج کرده اید برای همسر شما ویزای کار Open صادر میشود. در صورتیکه فرزند شما بین ۳ تا ۵ سال سن دارد میتواند در هفته ۲۰ ساعت رایگان از مهدکودک های دولتی استفاده کند. در صورتیکه فرزند شما ۵ ساله یا بیشتر است باید برای او ویزای دانش آموزی بگیرید (سن شروع تحصیلات رسمی در نیوزلند ۵ سال است). تحصیل در مدارس دولتی نیوزلند رایگان است اما گاهی مبلغی به عنوان خیریه از شما درخواست میشود (سالی ۱۰۰-۳۰۰ دلار)

کار دانشجویی در دانشگاه:

کار دانشجویی در دانشگاه شامل برگزاری کلاسهای حل تمرین٬ تصحیح امتحانات٬ برگزاری آزمایشگاهها٬ انجام پروژه های کوچک  و غیره میباشد. دسمتزد این کار بین ۲۰ تا ۲۵ دلار در ساعت است که حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد آن به عنوان مالیات کسر میشود. دانشگاهها٬ دانشکده ها و حتی دپارتمانهای مختلف سیاست های متفاوتی در مورد کار دانشجویی دارند. بنابراین بهتر است در این مورد با افراد دارای تجربه مرتبط مشورت کنید.

کار بیرون از دانشگاه:

تدریس خصوصی و یا تدریس در موسسه های آموزشی یک گزینه خوب است. برای پیدا کردن دانشجویانی که به دنبال معلم خصوصی هستند میتوانید به سایت http://www.tutorshome.co.nz/ مراجعه کنید. دانشجویان زیادی در مقطع کارشناسی رشته های مهندسی- مخصوصا از کشورهای عربی- به دنبال معلم خصوصی برای دروس ریاضی٬ فیزیک و حتی دروس تخصصی خود میگردند. هزینه یک ساعت تدریس خصوصی بین ۲۰-۴۰ دلار میباشد که به صورت نقد پرداخت میشود.  

برای پیدا کردن موقعیت های شغلی تدریس در موسسات آموزشی به سایت http://seek.co.nz/ مراجعه کنید.

شرایط کار پس از فارغ التحصیلی:

فرض کنید که با موفقیت مدرک دکتری خود را از دانشگاه آکلند گرفتید. مساله بعدی پیدا کردن یک کار مناسب است و مشکل اینجاست که با مدرک دکتری شما بالقوه موقعیات های شغلی کمتری خواهید داشت. در عین حال کشور نیوزلند تعداد کمی فرصت شغلی برای افراد متخصص دارد. اینجاست که مهمترین چالش پیش روی شما٬ رقابت با افراد مشابه و حتی با فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد برای گرفتن یک کارمناسب خواهد بود.  به نظر من برگ برنده این مرحله فقط ارتباطات و توصیه نامه استاد میباشد. بنابراین هنگام انتخاب استاد راهنما به این نکته توجه داشته باشید که او در حوزه کاری خود ارتباطات مناسبی با دانشگاهها و صنایع داخلی و خارجی داشته باشد. فکر نکنید که اگر شما ۱۰ مقاله چاپ شده دارید و رقیب شما ۳ مقاله دارد شانش شما بیشتر است! سابقه ارتباطات٬ توصیه نامه استاد و نحوه برقراری ارتباط هنگام مصاحبه مهمتر است.  

در صورتیکه فارغ التحصیل رشته های محیط زیست٬ صنایع غذایی٬ شیمی و عمران هستید شانس نسبتا بیشتری برای پیدا کردن کار در نیوزلند دارید. در غیر اینصورت شانس کمتری دارید و باید به کشورهای دیگرهم توجه داشته باشید. در اینجا دوباره ارتباطات شما و استاد شما با دانشگاهها و صنایع خارجی اهمیت بسیاری دارد. خوشبختانه در دانشگاههای نیوزلند اساتید سرشناسی  با اعتبار داخلی و جهانی مشغول هستند. کار کردن با این افراد میتواند یکی از راههای تضمین موفقیت شما باشد.


۲۱ آذر ۱۳۹۱

کریسمس نزدیکه About Xmas and New year

کریسمس نزدیکه ! خیلی نزدیک تر از اونکه بشه حسش نکرد .. هرچند در نیوزلند از ماه های قبل تزئینات و مهمونی ها و برنامه ها رو کلا راه انداختند ..

همه کشورها برای سال نو و برای کریسمس برنامه های خاص خودشون رو دارند. هرچند در اصل قضیه می شه گفت همه یک نوع مراسم دارند و شاید در جزئیات خیلی فرق دارند. این در مورد نیوزلندی ها هم صادقه. مخصوصا که زمان کریسمس در اینجا با شروع تابستان همراه و باعث می شه تفاوت های اصلی تری دیده بشه.

برپا کردن درخت کریسمس و شام شب و کادو دادن و گرفتن و رقص ها و برنامه های خیابان و مراکز و غیره همه سرجای خودش هست و خانواده های کیوی سعی می کنند به بهترین نحو اونها رو اجرا کنند. همه فروشگاه ها و محله ها برنامه های خاص خودشون رو دارند. تعطیلات مدارس هم از 2 هفته قبل شروع می شه.

تعطیلات محل کارها معمولا در سال های مختلف با توجه به اینکه تعطیلات عمومی چه روزهایی در هفته می افته متفاوت هست. اما در کل می شه گفت از 25 ام دسامبر که روز کریسمس هست تا 3 ژانویه معمولا سازمان ها و شرکت ها و غیره همه تعطیل هستند و روزهای بین این تعطیلات رو مرخصی اجباری می دن.

خوب درخت کریسمس که از واجبات این روز هست. معمولا درخت کریسمس رو کم کم از اوایل دسامبر و حتی بعضی از نوامبر سرپا می کنند. نیوزلند درخچه های کاج زیاد داره و می شه هم درخت واقعی گذاشت و هم درخت های مصنوعی. خوب قاعدتا خرید درخت درست قبل از کریسمس خیلی ارزون نیست  اما اگر بعد از کریسمس درخت خوبی دیدید می تونید برای سال بعد بخرید چون قیمت هاش خیلی خیلی ارزون می شه. البته منظورم درخت مصنوعی هست.

اما جالبه بدونید که در نیوزلند درخت سمبل کریسمس درخت معروف پوهوتوکاوا است. که نوشته می شه Pōhutukawa .  این درخت سبز گل هایی شبیه شیشه شور می ده که بسیار قرمز هستند و تقریبا همه جای نیوزلند دیده می شن و اصولا به عنوان
 New Zealand Christmas tree شناخته شده است.


 معمولا از روزهای قبل کادو های افراد خانواده رو زیر درخت می ذارن و تا صبح روز کریسمس صبر می کنن و بعد می تونن کادو ها رو باز کنن.

شام شب کریسمس که معمولا همه خانواده دور هم جمع می شن Roast هست. به همراه سبزیجات و سس مخصوص که اینجا بهش Gravy می گن و معمولا از اب گوشت تهیه شده. چون کریسمس در فصل تابستان اینطرف اتفاق می افته خیلی ها هم این شام و ناهار رو تبدیل به باربکیو می کنند تا از هوای خوب لذت ببرند.

علاوه بر خانواده ها معمولا همه شرکت ها، برای کارمندان جشن کریسمس می گیرند ولی از دادن عیدی و حقوق اضافه خبری نیست. ولی خوب اگر دست و دلباز باشن هدیه کریسمس به همه کارمندان داده می شه.

از خوراکی های سنتی کیوی ها در این زمان یه چند تایی رو بلدم. یکی کیک میوه است. این کیک به این راحتی که من فکر می کنید نیست. کیک میوه رو از ترکیب انواع میوه درست می کنن اما معمولا این کیک رو جور خاصی بسته بندی می کنند که می شه برای مدت طولانی نگه داری کرد. یادم میاد سال گذشته کیکی رو خوردم که تقریبا 1 سالش بود. این کیک خیلی شاید مزه هیجان انگیزی نداشته باشه اما به دلیل داشتن مواد بسیار متنوع کمی سنگین هست. یعنی خیلی ادم رو به قول معروف می گیره. خوب اما به هرحال این کیک که گفتم خیلی حرفه ای هست اما دسر مخصوص روز کریسمس برای نیوزلندی ها هم همچنان کیک میوه است. اینجا یه دستوری از طرز تهیه این کیک پیدا کردم اگر دوست داشتید ببینید.


خیلی ها هم برای این روز کیک معروف Pavlova رو درست می کنند. که خیلی سبک و پفی هست و با خامه و میوه پر و تزئین می شه. بهتون پیشنهاد می کنم حتما امتحان کنید.

یکی دیگه از رسومات این عید Crackers هست. در واقع کاردستی های شکلات مانندی هستند که در قسمت وسط اونها یه هدیه کوچیک قرار داره. قبل از شام رسم هست که این ها رو دو نفر از دو طرف می کشند و معمولا اون هدیه یا جمله و جوک و .. به سمت یکی می افته.



دادن کارت تبریک کریسمس هنوز در اینجا خیلی خیلی مرسوم هست. برعکس کشور خودمون که کم کم این موضوع داره منسوخ می شه هنوز اینجایی ها بسته بسته کارت می خرن و برای دوستان و همکاران و اقوام می فرستند و بهشون تبریک می گن. قسمت جالب قضیه اینه که رسما روز کریسمس هیجان و شادی بیشتری براشون به همره داره در مقایسه با روز 1 ژانویه که روز اول سال نو هست. البته این روز هم جشن ها و برنامه های خاص خودش رو داره اما کریسمس گویا رسم و رسومات سنتی بیشتری رو هر سال به نمایش می ذاره.

روز بعد از کریسمس یعنی 26 دسامبر روز باکسینگ هستند. این روز تقریبا همه جا حراج می شه و همه برای خرید از خونه میان بیرون. روز قبل از اولین روز سال یعنی در واقع اخرین روز دسامبر هم به عنوان New Year eve شناخته می شه. معمولا این روز و روز سال نو خیلی جاها مردم دور هم جمع می شن و رقص و پایکوبی می کنند و درست نیمه شب ساعت 12 شب بین این دو روز وقتی سال نو اغاز می شه سال نو رو با اتیش بازی و هیاهو و رقص جشن می گیرند. اوکلند نشین ها حتما روی برج معروف شهر می تونند اتیش بازی رو ببینند.

یادتون نره نیوزلند جز اولین جاهایی هست که سال نو رو شروع می کنند از نظر زمانی ..

راستی دعای سال نو یادتون نره ..

۱۶ آذر ۱۳۹۱

مخفف کردن اسامی و عبارات و رادیوهای نیوزلند- NZ Radios - Kiwi Abbreviations

اینکه این روزها به این مساله زیاد فکر می کنم باعث شد برای شما هم بنویسمش .. اونهم خلاصه کردن اسمهاست و کلمات در فرهنگ اینوری ها .. اگر با خارجی ها زیاد برخورد نداشتید تا حالا، شاید این مساله براتون تازگی داشته باشه که  تو محاوره اسم هایی رو به صورت حروف مخفف بشنوید. شاید اگر ندونید حتی قسمت هایی از حرف ها رو به دلیل سردرگمی برای پیدا کردن توضیحی برای این کلمات مخفف از دست بدید. خوب قضیه ساده است. خیلی ها اینور اب عادت دارن اسمهاشون رو خلاصه بگن.
دلیل خلاصه کردن اسم ها به شدتی که اینطرفی ها از سر و تهش می زنن رو نمی دونم اما به تجربه می گم بزرگترین دلیلش تنبلی در گفتن اسم کامل هست. اما گویش بعضی از اسامی برای ما وقتی خلاصه می شن حالت مسخره ای پیدا می کنه و خیلی عادت کردن بهش اسون نیست و یا حتی گاهی باید فکر کنی مثلا طرف اسمش این بود حالا خلاصه کرده با این حروف و ..

چند تا مثال براتون بزنم. من دوستی داشتم که اسمش لیلا بود به فتح ل .. در واقع می شه Layla یا Laila .. خوب اصرار داشت که اسمش توسط دوستاش خلاصه گفته بشه و می گفت این طوری که همه من رو صدا می کنن در خانواده ام و خلاصه  ل بود با فتحه .. در واقع La . خوب .. برای من اصلا خوشایند نیست کسی رو ل خالی صدا کنم اما باید بهش عادت کرد.

یک دلیل دیگه که خیلی ها اسمشون رو خلاصه می کنن سختی گفتن اسم کامل هست. خیلی از اروپایی های غیر انگلیسی زبان، اسم های سخت و عجیبی دارند و اسامی معمولا پر از حروف بی صداست که هرجور خودت رو بپیچونی نمی تونی اون اصوات رو تولید کنی .. خوب وقتی در یه کشور دیگه کار می کنی ترجیح می دی اسمت طوری باشه که هم ادم ها به خاطر بیارن و هم بتونن به راحتی بگن واسه همین خیلی وقتها اسمشون رو مخفف می کنن به کلمه اول اسم و کلمه اول فامیل .. البته این کار توسط انگلیسی زبان ها با اسامی اسون هم زیاد انجام می شه و البته دلیلش گاهی دوست نداشتم اسم هست و گاهی فقط متفاوت بودن ..

چند تا مثال ساده .. من اشنایی دارم که اسمش هست Grant .. خوب درست مصداق یه اسم قدیمی و از مد افتاده است .. از اونجایی که همه اینوری ها دو اسمی هستند در واقع Middle name دارن و اسم میانی این دوست ما هم هست David از همه خواسته صداش کنن GD .. خداییش حس راحتی نیست کسی رو صدا کنی جی دی .. یا مثلا کسی دیگه رو که می شناسم فامیلش هست کامپتون که خوب خیلی هم خوبه اما اگر بگی مثلا جان کامپتون کوش همه برای چند دقیقه گیج می شن که داری راجع به کی حرف می زنی اما کافیه بگی جی سی JC   .. اونوقت که همه دیگه می شناسنش ..

البته خلاصه کردن اسامی یک حالت دوستانه هم پیدا می کنه. قطعا وقتی تازه با کسی اشنا می شی و یا مثلا یه جلسه خیلی رسمی داری به اسم مخفف افراد رو صدا نمی کنی ..

چند تا مثال جالب:
Chas          Charles
Jas          James
Grzegorz          Greg
Przemyslaw      Pshem
Jean-Philippe    JP
Robert             Bob

اما بازهم قضیه خلاصه شدن اسم ها اونقدر در فهم و به یاد اوری شون تاثیری نداره .. وقتی قضیه جدی می شه که مثلا در محاوره اونقدر کلمات مخفف می گن که اگر ندونی رسما گیج می شی. . خوب درست مثل خودمون. وقتی حرف می زنیم تقریبا زبانی متفاوت با زبان و گرامر نوشتاری استفاده می کنیم و قطعا برای کسی که فارسی رو از رو کتاب یاد گرفته باشه فهمش سخت می شه.

این نحوه حرف زدن چیزی نیست که جایی نوشته شده باشه و بتونی بری بخونی و یادش بگیری .. توی هر کشوری و چه بسا هر شهری و یا در مواجه با ادمهای مختلف چیزهای مختلف استفاده می شه و فقط فقط تجربه و بودن در محیط کمک می کنه بفهمیشون .. البته قطعا اشنایی با واژه ها قبل از برخورد با اونها کمک موثری می کنه ..

 مثلا ممکنه در حالت نوشتاری خود ما هم از asap به جای as soon as possibel استفاده کنیم اما خوب این عبارت به صورت خلاصه در گفتار هم همین طوری استفاده میشه. یا مثلا اکثرا کلمه  Fabulous رو کامل نمی گن و فقط می گن Fab و یا حتی کلمات ساده تر مثل Casual رو در محاوره فقط می گن کژ که خونده می شه KaZh ..

پیشنهادم بهتون می تونه فقط این باشه که به اونچه در کتاب های درسی و اموزشی می خونید بسنده نکنید. در مورد زبان نیوزلندی ها واژه ها و عبارات و نحوه استفاده اونها بسیار نزدیک هست به قواعد و عادات زبان انگلیسی ها و نه امریکایی ها .. یعنی اگر منبع یادگیری اتون British english باشه خیلی نزدیک تر هست به زبان Kiwi english .

نمی دونم دسترسی اتون به رادیو های نیوزلند چطوری هست و با سرعت و اینترنت ایران می تونید به رادیو گوش بدید یا نه اما اگر ساعتی از روز رو به گوش دادن به رادیو اختصاص بدید می تون منبع خیلی خوبی باشه که به صورت ناخوداگاه شما را به انگلیسی نزدیک می کنه ..

یه کم تهیه قضیه بی ربط شد به شروع نوشته ام اما دلم نمیاد اینجا رادیوهای نیوزلندی رو براتون معرفی نکنم .. حتما بهشون سر بزنید ..

 توی این لینک اسامی و ادرس های همه رادیو هایی که اینجا پخش می شه براتون لیست شده ..

چند تا از اونهایی که من گوش می دم:


این هم یکی از اینجایی ها معرفی کرد که گویا با لهجه کیوی هست و خیلی حرف زیاد داره :


۱۳ آذر ۱۳۹۱

مائوری ها و داستان خلقت Maori people and creation story

به محض ورود به نیوزلند در هر شهری که باشید اولین چیزی که شاید توجه اتون رو جلب کنه نام های عجیب و متفاوت از زبان انگلیسی هست که باهاشون مواجه می شید. خیلی از شهرها و کوه ها و محله ها و خلاصه اسامی در نیوزلند به زبان مائوری هستند. مائوری ها در واقع مردمان بومی کشور نیوزلند هستند که در حدود 1000 سال پیش این سرزمین رو پیدا کردند و در اون سکنی گزیدند. در حال حاضر 14% جمعیت کشور نیوزلند رو تشکیل می دهند.

خوندن اسامی و کلمات مائوری ها برای ما اصلا سخت نیست. در واقع به دلیل نزدیک بودن نحوه گفتن حروف صدادار در زبان ما و زبان مائوری ما خیلی راحت می تونیم این اسامی رو بیان کنیم. زبان مائوری در حال حاضر توسط حدود 23% از افراد مقیم نیوزلند صحبت و استفاده می شه. برای از بین نرفتن فرهنگ و زبان مائوری در مدارس هم بچه ها رو با این موضوعات اشنا می کنند.

زبان مائوری 5 حرف صدا دار دار و ده حرف بی صدا. که به شرح زیر هستند.
 a e i o u
h k m n p r t w wh ng

wh رو f می خونن و ng رو مثل کلمه sing استفاده می کنند با این تفاوت که در اول کلمات هم ازش استفاده می شه.
برای حفظ این زبان مائوری ها کانال تلویزیونی و مدارس و کلاس های مخصوص زبان مائوری رو دارند.

شناسایی مائوری ها در بین مقیمان کشور نیوزلند خیلی ساده است. معمولا اونها اگر دورگه نباشند پوست تیره تری دارند و تقریبا هم رنگ هندی ها هستند. اما حالات چهره و صورتشان کاملا متفاوت هست و هیچ وقت یک هندی رو با یک مائوری و یا افریقایی اشتباه نمی کنید. معمولا استخون بندی درشت تری دارند و کمتر مائوری پیدا می کنید که جسه کوچیکی داشته باشه. معمولا افرادی هم از جزایر اطراف هستند مثل ساموئا و غیره خیلی خیلی شبیه هستند. و همین طور لهجه خاص خودشون رو دارند که قطعا فهمیدن زبان انگلیسی اشون اصلا ساده نیست.

در کنار زبان مائوری زبان انگلیسی برای نسل های جدیدشون مثل زبان مادری هست و خیلی عالی انگلیسی صحبت می کنند. کمتر دیدم مائوری که انگلیسی بلد نباشه.

اما از همه این ها که بگذریم من اصلا این پست را به قصد نوشتن در مورد مائوری ها شروع نکردم. بلکه می خواستم داستان های جالبی رو که در مورد اومدن به نیوزلند دارند و داستان خلقت بیان کنم.
 
داستان خلقت رو شاید از زبان ها و ادیان مختلف شنیده باشید. خیلی از ادیان و عقاید داستان های شبیه به هم و نزدیکی دارند اما داستان خلقت از زبان مائوری ها کاملا متفاوت است.

---------------------

داستان خلقت از زبان مائوری ها:‌

در ابتدا هیچ چیز نبود،‌نه دریا، نه اسمان،‌نه زمین و نه خدایان. فقط تاریکی بود. نیستی بود. و شروع از هیچ چیز اغاز شد. از هیچ چیز والدین اولیه مائوری به وجود امدند. Papatuanuku مادر زمین و Ranginui پدر اسمان ها.

Papatuanuku مادر زمین و Ranginui پدر اسمان ها در تاریکی بودند و در تاریکی یکدیگر را در اغوش کشیدند و 70 فرزند مذکر از انها به وجود امد. این فرزندان خدایان مائوری شدند. هرچند این فرزندان در تاریکی مطلق اغوش پدر و مادرشان بودند و مشتاق دیدار روشنایی.

در نهایت روزی تصمیم گرفتند پدر و مادرشان باید از هم جدا شوند تا انها موفق به دیدار نور باشند.

در نهایت Tumatauenga خدای جنگ گفت باید پدر و مادرمان رو بکشیم تا رها شویم. Tane-Mahuta خدای جنگل ها نیز به این نتیجه رسید که باید Papa و Rangi از هم جدا شوند و Rangi به بالاترین جاها رود و Papa به پایین ترین نقاط تا از هم دور باشند.

همه با این نتیجه موافقت کردند. یکی یکی از خدایان تلاش کردند که اونها رو از هم جدا کنند. خدای دریا، خدای خوراک، خدای جنگ و .. اما هیچ کدام موفق نشدند. تا اینکه Tane-Mahuta خدای جنگل ها تصمیم به این کار گرفت. Tane شونه هاشون رو سمت مادر گذاشت و پاهاش رو سمت پدر و همانند یک درخت کائوری* قدرت مند از همه نیروش استفاده کرد تا اونها رو از هم جدا کنه. و خدایان موفق به دیدن نور شدند. خدای باد و بوران که تنها فرد مخالف جدایی پدر و مادر بود به اسمان ها رفت و هر طوفانی که بر زمین می اید انتقامی است که او از برادران خود در زمین می گیرد. 

  *درختان کائوری درختان تنومند و بسیار قدیمی نیوزلند هستند.

-----------------------------------------------
این داستان کمی جزئیات بیشتر هم قطعا داره اما از اونجاییکه در خیلی از مراسم و موزه ها و محل ها در نیوزلند ممکنه این اسامی به گوشتون بخوره و یا نمادهای داستان رو ببینید دونستن خلاصه قضیه فکر کردم شاید بد نباشه. شاید با داستان نحوه پیدا کردن سرزمین ابر سفید توسط مائوری ها برگشتم.