۰۷ فروردین ۱۳۹۲

مقایسه سیدنی و اوکلند

پارسال تقریبا همین موقع ها بود که از سفر سیدنی برگشتم .. برام همیشه بعد از زندگی در نیوزلند جالب بود استرالیا رو ببینم و دلیل مهاجرت خیلی ها رو از نیوزلند به استرالیا بیشتر درک کنم .. خوب مسافرت موفقیت آمیز بود اما درک دلیلش نه .. شاید برای دوست داشتن سیدنی باید بیشتر اونجا می موندم و برای درک استرالیا مسافرت های بیشتری کنم .. اما بلاخره تجربه خوبی بود .. 

این مطلبی رو که اینجا آوردم همون نوشته پارسال هستش ..خودم هم خوندم ببینم چقدر نظرم از پارسال تا حالا عوض شده .. به هر حال هنوز هم فکر می کنم اگر قرار باشه برای بار دوم مهاجرت کنم شاید استرالیا رو انتخاب نکنم .. شاید بزرگترین دلیلش لوس شدن در نیوزلند باشه .. 

این مطلب رو بخونید هرچند تکراری شاید برای بعضی جدید باشه .. این اخر هفته بازهم تعطیلات Easter هست و وقتی برگردم براتون در مورد یه شهر جدید و مقایسه اش با اینجا می نویسم .. 

-------------------
 Sydney 2012


منم بلاخره از سفر برگشتم .. چند روز تعطیلات عید Easter رو رفته بودم سیدنی .. جای همتون خلاصه خیلی خالی بود .. اما منظورم از نوشتن این پست اینجا این بود که یه مقایسه ای براتون کنم بین این دو تا شهر بزرگ نیوزلند و استرالیا .. خیلی ها ممکنه وقتی برای مهاجرت مقصدی رو انتخاب می کنند فرصت اینکه برن و شهرها رو ببینند و بر اساس سلیقه شخصی کشور مقصد رو انتخاب کنند نداشته باشند و خوب اونقدر هم شرایط ساده نیست که حتی اگر شرایطش رو داشته باشند بتونند انتخابی داشته باشند .. بگذریم .. اما خیلی ها درباره تفاوت ها و شباهت های این دو نقطه مهاجر پذیر دنیا یعنی استرالیا و نیوزلند پرسیده بودند. .. راستش من نمی تونم با یه سفر این مقایسه رو انجام بدم اما حداقل مشاهداتم رو بین این دو شهر بزرگ یعنی اوکلند و سیدنی براتون می نویسم ..  

در نگاه اول وقتی وارد شهر سیدنی می شی اگر در اوکلند زندگی کرده باشی تفاوت خاصی بین اونها حس نمی کنی .. نوع خیابون بندی ها و ظاهر شهرها و .. خیلی خیلی شبیه هم هستند .. ظاهر ادم ها و نوع لباس پوشیدنشون و حتی قوانین راهنمایی و رانندگی همه و همه شبیه هستند .. راستش اگر چشماتون رو ببندند و بذارنتون وسط شهر شاید نتونی بگی الان وسط اوکلند هستی یا سیدنی ..  ..   

اما تفاوت فوق العاده قابل مشاهده وقتی دیده می شه که یه دوری توی خیابون ها و مخصوصا مراکز خرید و قسمت های دیدنی تر و شلوغ تره شهر می زنی .. به جرات می تونم بگم تعداد مهاجرین فوق العاده بیشتر از نیوزلند در سطح شهر دیده می شه .. رستوران ها و پارک ها و مرکز شهر و غیره اونقدر مهاجر می بینی که تقریبا یادت می ره در کشور استرالیایی هستی .. البته برخی از قسمت های شهر طبعا تعداد استرالیایی ها بیشتره و مهاجر به اون صورت نداره .. اما در نیوزلند کلا در همه شهرها تعداد نیوزلندی ها و اروپایی های مهاجر به مراتب بیشتر از مهاجرین به چشم می خوره و شاید دلیلش این باشه که نیوزلند به اندازه استرالیا مهاجر نمی گیره و در ضمن تعداد مهاجرین اروپایی زیادی داری ..  
 یه تفاوت دیگه که بازهم بدون هیچ توجه و نکته بینی خاصی به چشم میاد تعداد زیاد مهاجرین هندی هست .. در نیوزلند بیشتر مهاجر چینی و کلا چشم بادومی می بینی و در سیدنی بیشتر هندی ..   
 اگر یه دوری در شهر بزنید و از روی پل معروف اشون رد شید و کلا یه نگاهی به نقشه کنید و در نهایت دنبال چند تا ادرس بگردید متوجه می شید سیدنی از نظر وسعت زندگی شهری خیلی بزرگتر از اوکلند هست.. انگار اوکلند یه ماکت از کوچیک شده سیدنی باشه .. تعداد اتوبان های بیشتر .. مراکز خرید بزرگتر .. وسعت بخش مرکز شهر بیشتر و ساختمان های بلند به مراتب بیشتر از اوکلند داره .. اما مغازه ها و برندها .. حتی فروشگاه ها و رستوران ها دقیقا همون هایی هستند که ما اینجا داریم .. مثلا من خیلی دلم می خواست مراکز خرید رو در سیدنی ببینم اما وقتی رفتم اونقدر برند ها و مغازه ها شبیه و همون هایی بودند که در اوکلند هست که کلا فرقی احساس نکردم  ..   
 چهره شهر باز خیلی شبیه بود اما ترافیک و رفت و امد به مراتب بیشتر بود .. و البته به تمیزی و مرتبی اوکلند نبود سیدنی .. خوب در نظر بگیرید جمعیت کل نیوزلند که کلا ۴ میلیون و خورده ای هست رو حدودا فقط در یک شهر داشته باشید ..   
 اما خوب با توجه به این موضوع قاعدتا باید فرصت های شغلی و کاری بهتری در سیدنی وجود داشته باشه .. کلا طبق شنیده های من رنج حقوقی در استرالیا بالاتر هست و البته بعضی سرویس ها ارزونتر و بعضی سرویس ها گرونتر از نیوزلند ..   
 خوراکی و خرید های روزانه مثل مایحتاج های معمولی تقریبا هم قیمت با اوکلند بود اما مثلا قیمت خونه خیلی گرونتر .. و یا مثلا هزینه هایی مثل پارکینگ واقعا باور نکردنی بود .. در سیدنی یک مساله خیلی متفاوت دیگه وجود اتوبان هایی هست که باید برای رد شدن ازشون Toll پرداخت کنید .. و این اتوبان ها اتوبان های اصلی شهر هستند و یه جورایی suburb ها رو به مرکز شهر وصل می کنند و نمی شه از استفاده ازشون اجتناب کرد .. و هر بار رد شدن از اوتوبان باید ۳ الی ۵ دلار برای ماشین های معمولی پرداخت کنید ..   
 اما در نیوزلند اکثر اتوبان ها Toll Free هستند و فقط معدودی رو باید پول بدید اون هم بین شهری است تقریبا مثل ایران .. در اکثر suburb های اطراف نیوزلند همیشه پارکینگ مجانی پیدا می شه و ماکزیمم پارکینگ مثلا برای ۱ روز کامل نهایتا در گرونتر قسمت ها ۱۵ دلاره در صورتی که توی سیدنی من پارکینگ ۱ روزه ۵۵ دلار دیدم ..  اما از طرف دیگه مثلا موبایل و سرویس ها ارتباطی مثل اینترنت و غیره خیلی خیلی ارزونتر هست و قطعا جمعیت بالاتر و رقابت بیشتر باعث می شه این سرویس ها ارزونتر باشه ..
راستش بعد از نوشتن اینها شاید حس کنید من با دید منفی نسبت به سیدنی این متن رو نوشتم اما واقعیتی رو که دیدم سعی کردم تشریح کنم .. سیدنی شهر فوق العاده زیبایی هست و قطعا جای فوق العاده ای برای زندگی .. خیلی از نیوزلندی ها وقتی درسشون تموم می شه مهاجرت می کنند به استرالیا و اکثرا ترجیح می دهند اونجا کار کنند. 
 وقتی توی سیدنی زندگی کنید شاید اوکلند براتون احساس کنید تنگ باشه اما اگر در اوکلند زندگی کنید قطعا سیدنی اون ارامش نیوزلند رو هرگز براتون نداره .. 
 سپیده

۰۶ فروردین ۱۳۹۲

Kingdom of Zion

دیروز جزیره شمالی، حداقل تا 2-3 ساعت بیرون از اوکلند هوای عالی داشت .. شاید باور نکنید ولی درست مثل کارتون ها توی آسمون آفتابی آفتابی یه تیکه ابر می اومد و درست مثل اسفنج پر آب فقط رو یه قسمت خالی می شه و غیبش می زد .. می دونم تا تجربه نکنید باور نمی کنید اما خوب حداقل تجربه خیس شدن ماشین و شیشه جلو اینطوری نشون می داد .. شاید عرض کمتر از 1 ثانیه فاصله بود بین قطع شدن باورن اون نقطه ای که بودیم با شاید چند متر جلوتر .. اما هوا عالی بود .. یادمه پارسال این موقع سال بدون جاکت و لباس یه کمی گرمتر نمی شد صبح ها از خونه زد بیرون اما امسال هوا هنوز تابستانیه ..

راستش دیروز برای دیدن یه پارک که تقریبا در فاصله 2.5 ساعتی از اوکلند قرار گرفته رفته بودیم. این پارک فقط حیوون های وحشی مثل شیر و پلنگ و ببر و چیتا داره .. چیزی که قبلا و تا حدودی الان این پارک رو جذاب می کنه اینه که شما می تونید از خیلی نزدیک این حیوانات رو ببنید. می تونید با رزرو قبلی توی قفس چیتا برید  و خلاصه عکس بگیرید و غیره ..

دیدن شیرها برای من چند وقته جذابیت اش رو از دست داده .. راستش توی مسافرت های قبلی مخصوصا آفریقا اینقدر از نزدیک و در حیات وحش واقعی این موجودات رو دیدم که برام تکراری بود اما در کنار دیدن شیرها که شاید الان در هر باغ وحشی هم حتی باشه دیدن دو چیز برام بسیار جذاب بود ..

اول از همه دیدن ببر سفید .. احتمالا به گوشتون اسمش خورده و یا توی فیلم ها و پوستر ها عکسشو دیده باشید .. من همیشه این عروسک های ببر سفید رو می دیدم و پیش خودم می گفتم چه عروسک های خوشگل ولی مصنوعیه .. چرا اینها اینقدر سفید هستند ! تا اینکه ببر سفید رو از نزدیک دیدم .. اگر گربه سانان رو دوست داشته باشید باید اعتراف کنیم یکی از زیباترین موجوداتی بود که در این رده می شه دید .. پوست تنش مثل برف سفیده و خطهای بسیار زیبای قهوه ای رنگ داره .. چشمهای آبی یخی فوق العاده با جذبه و زیبا .. تناسب اندامش فوق العاده است و به جرات می گم اصلا بدن زشت شیرها رو نداره .. و دست و پاهاش تناست فوق العاده زیبایی دارند ..

دیدنش از نزدیک خلاصه خالی از لطف نیست ..

اما دیدن شیر سفید هم بعد از دیدن ببر سفید جذابیت خودش رو داره ..درسته شکل و شمایل همونه اما خوب گویا با وایتکس اساسی تمیزشون کردید .. البته به نظرم زیبایی شیرهای معمولی رو ندارند و گویا رنگ و رو رفته اند ..

آدرس این پارک هست : http://www.kingdomofzion.co.nz

اگر خواستید سر بزنید البته پیشنهاد می کنم فقط برای دیدن پارک اونجا نرید چون ممکنه براتون جذابیتی به ارزش 3 ساعت رانندگی رو نداشته باشه و می تونید برنامه های دیگری رو هم در اطراف جور کنید ..

کلا پارک 33 تا به قول معروف از این Big Boy ها داره .. و باید حتما از قبل برای تور باهاشون رزو کرده باشید ..

اینجا براتون چند تا عکس می ذارم ... بلاخره بهتر از هیچیه :)‌
این عکس ببر سفید و نر پارک هست ..



 اینجا هم آقا تشریف بردن توی وان مخصوصشون استراحت کنن 



 

اینجا هم یک ببر سفید و ماده رو می بینید که فقط توی کل حیوون های توی پارک با یه شیر ماده دوست هست و با هیچ کدوم دیگه نمی تونن بذارنش تو یک قفس چون گویا اساسی دعواشون می شه :



ایشون البته برای خودش یه گوشه لم داده بودند تا آقایی که راهنمای تور بود صداش کرد که پاشه بیاد و خوب مثل یه گربه حرف گوش کن اومد و نشست جلوی ما .. 




راستی داستان پارک از این قرار بوده که چندین سال گذشته مردم گویا اجازه داشتند به بچه های شیر ها دست بزنن و توی قفس ها برن و غیره .. در یکی از همین بازدید یک پسر بچه 3 ساله توسط یه بچه شیر که گویا به پای بچه آویزون می شه زخمی می شه و به بیمارستان برده می شه .. و خوب از اون به بعد دولت در مورد این پارک خیلی خیلی سخت گیری می کنه .. و البته گویا یک بار هم یکی از شیرها به کسی که بهش غذا می داده حمله می کنه و بعد از مدتی پارک بسته میشه .. الان درست یک سال هست که پارک مجددا باز شده اما خوب متاسفانه با حصارهای بلند تر و رعایت مسایل امنیتی خیلی بیشتر ..

جالبه که پارک شاید توریست خیلی خیلی زیادی نداشته باشه و دولت هم هیچ کمکی بهشون برای نگهداری حیوون ها نمی کنه .. فقط خرج گوشت هفتگی شیرها چیزی حدود 3000 دلار هست .. اما خوشبختانه مزرعه داران اطراف در این قضیه خیلی کمک می کنند و اگر اسب و یا گاو و یا گوسفندی براشون غیر قابل استفاده باشه به دلایل خاص خودشون گوشتش رو اهدا می کنند به این پارک برای شیرها ..

راستی موقع برگشت اوکلند واقعا زیبا شده بود مخصوصا با ابرهای تیکه تیکه که انگار یه از یک قطار عظیم الجثه بیرون میامدن :)‌امیدوارم لذت ببرید از این عکس هم  


۰۲ فروردین ۱۳۹۲

Online Deallls

شاید خیلی هاتون بدونید شاید خیلی هاتون ندونید اما اونهایی که معمولا تازه وارد هستند قطعا طول می کشه که بفهمن پس من اینجا می گم که همه بدونن .. :))‌ آخر املا و انشا شد این جمله .. بگذریم ..


می خواستم راجع به چند تا سایت بگم که عضو شدن درشون بد نیست و البته که یه جوررایی بازاریابی هست برای سرویس های مختلف و خرید و فروش و غیره و باید خیلی دقت کنید که درگیرش نشید چون اگر درگیرش بشید به جای درست استفاده کردن و تخفیف گرفتن از چیزهای مختلف در واقع بیشتر خرج می کنید و فکر می کنید دارید زرنگی می کنید و خوب هدف سایت هم همین هست و طوری طراحی شده که پول در بیارن و قطعا عاشق چشم و ابروی مشتری نیستند بلکه عاشق پول و جیبش هستند ..

خوب به نظر من بهترین روش استفاده از این سایت ها این هست که اگر واقعا برنامه ای توی ذهنتون دارید و یا چیزی لازم دارید و یا دنبال قیمت گرفتن برای خدماتی هستید اگر همون نوع ایتم رو روی سایت دیدید ازش استفاده کنید و از اضافه پول دادن جلوگیری کنید .. می دونم خودتون قطعا اینها رو می دونید اما خوب قبل از تبلیغ مجانی برای این سایت ها لازم بود دوباره یاداوری کنم ..

اما در کنار همه اینها سایت هایی هم هستند که در واقع دنبال فقط بازاریابی و زیاده خواهی نیستند .. مثلا سایت هایی که بلیط های هواپیما رو به ضورت تخفیف ویژه و در روزهای خاص با قیمت های فوق العاده پایین می ذارن در واقع می خوان پروازشون رو پر کنند و به قول معروف اگر اون بلیط به کار شما هم بیاد یه موقعیت برنده برنده برای هر دو طرف هست و یا در ایام خلوت سال خیلی از پارک ها و استخر ها و کلا مراکز تفریحی تخفیف های خوبی روی بلیط هاشون می دن و دلیلش کم شدن حجم مشتری در بعضی فصل هاست و خوب اونها احتیاج دارن به ازای سرویسی که می دن درامد مناسبی داشته باشند.

اما این سایت ها که من به شخصه خودم خیلی ازشون استفاده کردم:

اولین سایت که شاید اسمش رو شنیده باشید هست:‌ http://grabaseat.co.nz 

همون طور که از اسمش پیداست توی این سایت می تونید برای مسافرت از طریق های مختلف برای خودتون بلیط بخرید و جا رزرو کنید .. معروف ترین سرویس این سایت بلیط های هواپیما ست هم داخلی و هم بین المللی و گاهی واقعا قیمت های عالی داری ولی خوب مشکلی که من با سایت دارم یکی تاریخ هایی که معمولا این بلیط ها رو پیشنهاد می کنه که معمولا شامل آخر هفته و تعطیلات و غیره نیست. اما به هرحال برای خیلی ها ممکنه مفید باشه مخصوصا سفرهای کاری وسط هفته و غیره .. البته مشکل دیگه اش اکثرا پیشنهاد یک طرفه بودن سفر هست و باید دنبال بلیط سر دیگه خودتون باشید اگر قصد برگشت دارید.

در اینجا یه پیشنهاد و یا راهنمایی کوچیک برای اونهایی که سفرهای داخل کشوری دوست دارند .. خیلی وقت ها می تونید بلیط های یک طرفه بخرید و از سمت دیگه مثلا با ماشین کرایه و غیره برگردید. کرایه کردن ماشین مساله فوق العاده جا افتاده ای هست در همه دنیا مخصوصا اینجا و گاهی با روزی 10 دلار هم ممکنه ماشین گیرتون بیاد ..گاهی هم بعضی از کامپانی ها در بعضی مسیرها بهتون ماشین مجانی می دن چون مثلا مشتری قبلی ماشین رو تا مقصدی برده و با هواپیما برگشته و اونها احتیاج دارند کسی ماشین رو براشون برگردونه و چه راهی اسونتر از پیدا کردن مشتری جدیدی که می خواد مسیر رو برگرده ..

از کامپانی های خیلی خوب برای کرایه ماشین که ماشین های خیلی تمیز و خوبی با سرویس خوب در اختیار مشتری ها قرار می ده http://www.jucy.co.nz هست.

در لابه لای اینها بگم کسانی که تازه وارد نیوزلند می شن و هنوز اطمینان به رانندگی در اینجا و دست راست نشستن ندارن می تونن برای شروع ماشین کرایه کنن تا دستشون راه بیفته .. فقط درباره بیمه و غیره حتما از شرکت های کرایه سوال کنید ..

سایت بعدی که من و دوستان مشتری پر و پا قرصش هستیم سایت http://www.grouponnz.co.nz/ هست ..

این سایت هم تنوع زیادی در معرفی انواع سرویس ها،سفر ها و رستوران و خلاصه همه چیز داره و گاهی تخفیف های فوق العاده خوبی می ذاره ..

در مورد این سایت و شاید سایر سایت ها فقط یاداوری کنیم همیشه و همیشه و همیشه جزئیات چیزی رو که می خواهید بخرید کامل بخونید .. به قول معروف بخش Terms and conditions .. درسته که ممکنه با تیتر بزرگ نوشته باشه مثلا 90 درصد تخفیف اما خوب باید حتما سراغ جزئیات رفت .. گاهی مثلا تاریخ انقضا اون بلیط کوتاه هست و ممکنه اصلا به برنامه اتون نخوره و یا مثلا خریدی کردید و هزینه ارسال اش از خود خرید گرونتر هست و یا هزار تا چیز دیگه اما معمولا شرایط کاملا منطقی و عاقلانه است و می شه از اونها لذت برد ..

سایت دیگه ای اصلا ربطی به این قضایا نداره و در واقع فقط خرید انلاین برای برنامه های مختلف هست رو هم بهتون معرفی می کنم که حتما عضو بشید چون همه برنامه و کنسرت ها و رقص ها و فستیوال ها و سیرکها و غیره اکثرا از طریق این سایت ها به فروش می رسه بلیط اش و با توجه به علاقه مندی شما اگر برنامه ای تو راه باشه براتون ایمیل می فرسته .. این سایت هست : http://www.ticketmaster.co.nz/

در راستای کپی کردن ادرس این سایت الان یادم اومد که کنسرت ریحانا هم در اکتبر برگزار می شه در اوکلند و اگر دوست دارید قیمت بلیط هاش فکر کنم 150 اینطوری ها باشه .. البته اگر بلیط ها تموم نشده باشند ..

یکی دو تا سایت دیگه هم معروفیت خاصی دارند برای خرید انلاین یکی http://www.nzsale.co.nz هست که می تونید معمولا قیمت های خیلی خوب جنس های مارک دار ازش خریداری کنید .. اما بهتون پیشنهاد می کنم به دو چیز توجه کنید یکی ارسال های پستی معمولا بعد از اتمام شدن کل اون حراج انجام می شه و همین باعث می شه پروسه دریافت چیزی که خریداری کردید کمی طولانی شه .. و اینکه سعی کنید مارک هایی رو که نمی شناسید با وسواس بیشتری بررسی کنید چون لزوما کیفیت خوبی ندارند .. اما گاهی مارک های خیلی عالی حراج های خیلی خوبی اینجا می ذارند ..

سایت دیگه ای هم که خدماتی شبیه داره سایت  www.grabone.co.nz/ هست.

 یه نکته عمومی که من بهش خیلی برخورد کردم اینه که خیلی از جاها رو که می شه هم بلیط رو انلاین خرید و هم مثلا در خود محل معمولا آنلاین ارزونتر هست و اکثر جاها برای خرید انلاین شما تخفیف 10 الی 15 درصدی به بلیط می دهند .. همین طور اکثر مکان ها خرید بلیط می تونه به صورت گروهی و یا برای خانواده باشه که اون هم باعث می شه بلیط خیلی ارزونتر بیفته .. اگر دانشجو هستید حتما و حتما تخفیف دانشجویی رو همه جا چک کنید چون شامل خیلی چیزها می شه .. همین طور اگر از مغازه و یا برندهای خاصی زیاد خرید می کنید حتما درباره کارت اون مغازه و جمع کردن امتیاز بابت خریدها بپرسید.. به شخصه بسیار تخفیف گرفتم از این راه .. 

نکته دیگه اینکه چونه زدن یادتون نره .. شاید تو مغازه هایی مثل لباس فروشی و غیره نشه تخفیف گرفت اما جاهای دیگه مثل لوازم منزل و مبلمان و حتی کامپیوتر و غیره همه فروشنده تا یه سقفی اجازه دارن به مشتری تخفیف بدن .. به تلاشش می ارزه ..
فعلا چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه .. امیدوارم بازم سال خوب و پر ویزا و مسافرتی داشته باشید :)

۳۰ اسفند ۱۳۹۱

بهاری باشید ..

بهار هرگز نمی میرد .. کمرنگ می شود .. گم می شود .. ساکت می شود .. اما هرگز تسلیم نمی شود .. زیر پوسته سرد خاک به انتظار می نشیند .. قوایش را جمع می کند و هربار با شکوه تر ظاهر می شود .. خاموش نمی شود .. با سختی با تلاش شکوفه های ریز در تنه تنومند درختان .. با همت جوانه های ظریف از تن سیاه خاک آرام آرام می شکفد .. صبر می کند .. رشد می کند .. بزرگ می شود .. زندگی می شود و به بقیه زندگی می دهد .. بهاری باشید ..

۲۸ اسفند ۱۳۹۱

سال نو ؟!

به نظرم تقصیر خودمونه .. خود خودمون .. الان می گم


سال نو چینی ها همین چند هفته پیش بود .. درسته ملت چینی در کشورهای غریب جمعیت زیادی دارند اما فقط جمعیت نیست که سال نو اشون که می شه اینقدر به چشم میاد .. بلکه به نظرم هماهنگی و برنامه ریزی اشونه .. 

سال نو چینی درست مثل همه تقویم های دنیا در روز اول سال نو جشن گرفته می شه .. سال های چینی بر اساس حرکات قمری گویا حساب و کتاب می شه اما از خود روز سال نو که بگذریم که هر کدام ار فرقه ها و غیره برنامه های خاص خودشون دارند همه منتظرن ببینید اون سال سال کدوم عنصر یا نشانه یا .. هست .. مثل سال گذشته که سال اژدها بود و همه سعی می کردند بچه هایی در این سال به دنیا بیارن تا بچه هاشون متولد سال اژدها بشن و خصوصیات خاص داشته باشند .. بگذریم .. اما اون چه سر و صدای این مراسم رو بیشتر می کنه فستیوالی هست که هر ساله برگذار می شه و Lamtern Festival نام داره .. این فستویال درست در روز 15 اولین ماه از سال جدید برگزرار می شه و یه جورایی مثل 13 به در خودمون نشونه پایان جشن و مراسم سال نو هست و دیگه یعنی مردم برن سر کار و زندگیشون .. توی شهر ما یعنی اوکلند هرساله یکی از پارک های نه خیلی بزرگ برای مدت سه روز متعلق هست به برنامه این جشن و گروه های مختلف برنامه های متنوعی رو اجرا می کننو کیوسک های غذا برپا می شد و توی پارک کلی از انواع رقص و صنایع دستی و نمایش مبارزات و غیره نشون داده می شه .. خلاصه چینی یه سری برنامه جور می کنند و این مراسم رو برگزار می کنند .. معنی این فستیوال در واقع زمانی هست که فانوس کاغذی رو که روشنایی مثل شمع درش هست در اسمان رها می کنند و فلسفه اون رها کردن و دل کندن از گذشته و فراموش کردن اون و درخواست چیزهای نو و تازه کردن در سال جدید است .. 

حتی در این دو هفته سال نو اشون برنامه و کنسرت و شو می گذارند .. یکی از معروف ترین داستان های عاشقانه چینی رو مثلا در یکی از کنسرت ها با رقص و نمایش به تصویر کشیده بودن که واقعا جالب بود و من به شخصه لذت بردم .. 

خلاصه کسی از سال نو چینی بی اطلاع نیست و شوق و ذوق اش رو همه ملیت های دیگه هم حداقل می بینند و به خاطر می سپارند. 

سال نو هندی هم اتفاقا همین چند وقت پیش بود. اونها هم با اینکه ملت بی نظم و ترتیب تری هستند و دقت چینی ها رو ندارند اما هرساله مردم دنیا رو در کشورهای مختلف بی نسیب از برنامه هاشون نمی ذارن. هندی ها فرقه های بسیار زیادی دارند و سال نو رو در ماه های مختلف جشن می گیرند اما اکثریتشون حداقل در برنامه ریزی و راه اندازی رقص و خوراکی و غیره شریک می شن  و به همه دنیا سال نو رو نشون می دن. می دونم در سال نو مثل ما اونها هم خونه تکونی دارند و لباس های نو می پوشن و شیرینی های خاص می پزند .. اگر همکار و یا دوست هندی داشته باشید به احتمال خیلی زیاد از این شیرینی های خونگی در سال نو بی نسیب نبودید .. همین طور در ماه اخر سال جشن و رقص بر پا می کنند و همون فستیوال معروف دیوالی برگزار می شه .. که پر از رنگ و موسیقی و رقص و نشاط هست .. 

اما همه اینها رو ننوشتم که در آستانه سال نو ایرانی براتون سال نو چینی و هندی و غیره رو توضیح بدم .. اینها رو نوشتم بگم که سال نو ایرانی ها حداقل در اینجا خیلی کمرنگ و گم هست .. حتی برای یه چهارشنبه سوری و یا 13 به در برنامه هماهنگی نداریم .. اگر هم کسی برنامه ای هماهنگ کنه و یا سالنی بگیره و سعی کنه ایرانی ها رو دور هم جمع کنه اونقدر دست هم رو نمی گیریم که توی برنامه ها شراکت کنیم .. متاسفانه اکثرمون فقط دوست داریم مهمون عزیز کرده ای باشیم که جایی بریم و بشینیم و بقیه سرگرم امون کنن .. می خواستم بگم دلم می سوزه که با وجود خیلی تلاش های کم و بیش دوستان سال نو ایرانی سوت و کور تر از اونیه که فکرشو بکنید .. هرگز فراموش نمی کنم 13 به دری رو که حتی ادم ها و دوستان نزدیکمون (و یا حداقل متظاهر به نزدیک) ادرس اشتباه برای 13 به در به ما دادند که مبادا کسی در این شادی بیشتر شریک بشه .. بنابراین امروز ازتون خواهش می کنم سعی کنید توی سال جدید با هم مهربونتر باشید .. خودخواهی هامون رو کنار بذاریم و فقط به فکر خوشی خودمون نباشیم .. جایی دوری نمی ره محبت هاتون مطمئن باشید .. 

نمی دونم .. شاید بشه از جاهای ساده شروع کرد.. شیرینی برد سر کار یا دانشگاه ..به همه گفت الان در ایران داره بهار می شه .. بهشون گفت که تقویم ما از خیلی از ملت های دیگه قوی تر و غنی تره .. من خودم به شخصه ازشون می خوام بهم سال نو رو تبریک بگن و وقتی سوال می پرسن براشون توضیح بدم .. دونستن فلسفه هفت سین و ماهی و 13 به در رو .. شاید بشه 50 نفر توی یه پارک باهم یه سفره بندازن و چند مدل غذا و شیرینی ایرانی پخس کنن و یا حتی بفروشن .. لباس های رنگی و شاد بپوشن .. نمی دونم .. اما می شه یه کاری کرد ..
حتی ساده ترینش اگر دوست های غیر ایرانی دارید توی قیس بوک و سایر شبکه هایی که عضو هستید با چند خط و یا لینک سال نو ایرانی رو توضیح بدید .

از اینها که بگذریم حداقل: داستان سال نو و عمو فیروز و پریدن از اتیش و شکوفه و بهاره و عیدی و عید دیدنی و پول نو گرفتن و لباس نو پوشیدن و ماهی شب عید و غیره رو برای بچه ها تعریف کنید .. یه سفره ساده بندازید .. که حداقل وقتی بزرگ می شن یه خاطره هرچند کمرنگ اما شیرینی از سال نو ایرانی تو ذهنشون زنده شه ..

شاید سخت باشه توی نیمکره جنوبی براشون بگیم داره بهار می شه .. یا بگیم امروز روز اول سال ه اما یه چیزی رو مطمئنم و اون اینکه بچه ها خیلی بیشتر از اونچیزی که ما فکر می کنیم متوجه می شن، می فهمن و یادشون می مونه .. 

امیدوارم سال جدید برای همتون پر از شادی و موفقیت و ویزا و مصاحبه و بلیط و سفر به اینجا باشه .. دعای ما یادتون نره ..
سال نو مبارک ..


------------------------
 از همه اینها که بگذریم می دونم یکی دو تا از رستوران های ایرانی هرسال برنامه می گذارند .. مسلما تعداد مهمان هایی که می توانند بپذیرند محدود هست اما خوب تلاششان قابل تقدیر هست. دوستان دانشجو سعی می کنند در دانشگاه گردهم جمع شود و سال نو رو جشن بگیرند .. می تونید امار برنامه رو با تماس به رستوران ها و همون طور مغازه هایی که مواد غذایی ایرانی می فروشند پیدا کنید .. برای برنامه 13 به در هم ایرانی ها معمولا پارک های بزرگ و مختلفی میرن بازهم می تونید از مغازه های ایرانی بپرسید .. خیلی از ایرانی ها رو دیدم که در اوکلند به پارک معروف Long Bay که در حدود 30 دقیقه و یا کمتر از مرکز شهر اوکلند هست می رن ..
از دوستان سایر شهرها خواهش می کنم اگر برنامه خاصی هست به بقیه دوستان هم از اینجا اطلاع رسانی کنید ..
امیدوارم به همتون خوش بگذره ..

۱۷ اسفند ۱۳۹۱

فرهنگ رانندگی

امروز طبق معمول و البته شاید یه کم دیرتر از معمول از خونه زدم بیرون برای اومدن به سرکار .. معمولا مسیر 20 دقیقه ای سرکار رفتن من با توجه به ترافیک اوکلند تقریبا 45 طول می کشه که به نظر رقم قابل قبولی میاد اونهم برای شهری که مردم اش از ترافیک می نالند و نمی دونند ما ایرانی ها در اتوبان ها و خیابونهای ایران چه پوستی در این زمینه کلفت کرده ایم ..

 اما امروز نمی دونم چی شده بود که از اسمون ماشین می بارید .. در مسیری که چند سال دارم می رم و میام اولین باری بود که ترافیک بیش از همیشه بود و مسیر 45 دقیقه ای من رو کرد 1 ساعت و 10 دقیقه .. البته وقتی مسیرت سبز باشه و مردم بوق نزنن و ادم ها به هم لبخند بزنند و راه بدن و اینرتنت پرسرعت رو موبایل داشته باشی تحمل 1 ساعت کار زیاد سختی نیست .. این ها خوب قسمتی از خوبی زندگی در اینجاست .. 

اما قسمت خوب دیگه اش لذتی هست که از شعور و فرهنگ مردم می بینی و می بری.. شاید خیلی هاتون بدونید که مسیر ها در اینجا مشخصه یعنی اگر مثلا خیابانی دو تا لاین داره به یک سمت معمولا یکی برای اونهاییه که مستقیم می رن و یکی برای اونهایی که می پیچن .. هیچ وقت ماشینی که مستقیم می ره توی لاین ماشین هایی که می پیچن نمی ره چون باعث ترافیک و بند اوردن راه اونها می شه .. اما خوب توی ایران علاوه بر اینکه توی همه لاین ها پر از ماشینه توی لاین مخالف هم پر از ماشینه که برعکس دارن می رن تا ترافیک رو دور بزنن و یه جایی اون وسط مسطا برن توی مسیر .. خودتون می دونید چی می گم دیگه ..

امروز صبح یه چند تا عکس براتون گرفتم از رانندگی اینجایی ها که نشون می ده با اینکه لاین کنار خالیه و می تونن برن و کل ترافیک رو رد کنن و اون وسطا به راحتی راه بگیرن و برن قاطی ماشین های دیگه و نیم ساعت این وسط در وقت صرفه جویی کنن اما هیچ کسی این کار رو نمی کنه .. و لاین کناری همیشه برای ماشین هایی که می خوان سر خیابون دور بزنن خالیه .. عکس های خودشون گویا تر این مطلب رو می گن :)‌ ببنید .. 




البته هستند معدود ادم هایی که این فرهنگ شکنی رو می کنند و لایی می کشن اما اونقدر معدود هستند که یا خودشون گاهی از کارشون شرمزده می شن و یا یه جایی کارشون بلاخره گیر می کنه .. خلاصه که کم اند و باعث ترافیک نمی شن .. کلا اینجا اگر صدای بوق شنیدید یعنی اخر فحش چون در مواقع عادی هیچ صدای بوقی نمیاد .. 

راستی یه دوست ولینگتونی چند روز پیش داشت بهم می گفت که اوکلند رانندگی خیلی سخته چون باید زرنگ باشی و راه بگیری و سریع بری و من تقریبا غش کرده بودم از خنده چون به نظرم رانندگی در اوکلند چیزی شبیه بازی می مونه .. اما اون معتقد بود در ولینگتون راننده ها حتی از این هم مودب تر و مهربون تر و راه بده تر هستند .. خدایا اونجا دیگه پس چه بهشتیه :)))))

۱۴ اسفند ۱۳۹۱

ماست یخی و میوه

یه وقتایی یه جاهایی می شه مثل یه پاتوق کوچیک که می شه دور هم جمع شد و در کنار لذت بردن از یه خوراکی خوشمزه و سالم از یه روز گرم تابستان هم لذت برد. همه اونهایی که اینجا رو می شناسن ساحل معروف Mission Bay رو هم با غذاهای خوشمزه و ساحل زیبا و مخصوصا خونه های رویاییش می شناسن. 

در این ساحل زیبا با فاصله 10 دقیقه ای از مرکز شهر که می تونید از کنارش از مرکز شهر دوچرخه هم سوار شید تا به اونجا برسید، خیلی ها در اخر هفته جمع می شن و هم از موج های ساحل و گرمای مطبوع استفاده می کنند و هم از کافه های عالی و غذاهای خوشمزه اونها ..  این ساحل در شرق اوکلند قرار گرفته و از کنار اون به راحتی می تونید جزیره اتشفشانی رونگیتوتو رو ببینید. 

همین طور نرسیده به ساحل اگر از کنار تپه سبزی که دست راست جاده هست با ماشین و یا پیاده بالا برید یه پارک زیبا هست با گلکاری های بسیار قشنگو منظره دیدنی شهر و ساحل. اسم پارک هست M J Savage Memorial Park

اما یه مغازه خاص هم در این ساحل زیبا هست که بهتون ماست یخی می ده که خیلی شبیه بستنیه به همراه میوه ها و افزودنی های دیگه .. در واقع سلف سرویسی هست برای خوردن یه بستنی خوشمزه با ترکیب چیزهایی که خودتون دوست دارید. 



اینجا می تونید 52 مدل Topping خوشمزه رو از بین اشون انتخاب کنید و به بستنی یا ماست یخی اضافه کنید .. توی این روزهای گرم تابستون خیلی می چسبه .. حتما پیشنهاد می کنم :)‌