۱۷ اسفند ۱۳۹۱

فرهنگ رانندگی

امروز طبق معمول و البته شاید یه کم دیرتر از معمول از خونه زدم بیرون برای اومدن به سرکار .. معمولا مسیر 20 دقیقه ای سرکار رفتن من با توجه به ترافیک اوکلند تقریبا 45 طول می کشه که به نظر رقم قابل قبولی میاد اونهم برای شهری که مردم اش از ترافیک می نالند و نمی دونند ما ایرانی ها در اتوبان ها و خیابونهای ایران چه پوستی در این زمینه کلفت کرده ایم ..

 اما امروز نمی دونم چی شده بود که از اسمون ماشین می بارید .. در مسیری که چند سال دارم می رم و میام اولین باری بود که ترافیک بیش از همیشه بود و مسیر 45 دقیقه ای من رو کرد 1 ساعت و 10 دقیقه .. البته وقتی مسیرت سبز باشه و مردم بوق نزنن و ادم ها به هم لبخند بزنند و راه بدن و اینرتنت پرسرعت رو موبایل داشته باشی تحمل 1 ساعت کار زیاد سختی نیست .. این ها خوب قسمتی از خوبی زندگی در اینجاست .. 

اما قسمت خوب دیگه اش لذتی هست که از شعور و فرهنگ مردم می بینی و می بری.. شاید خیلی هاتون بدونید که مسیر ها در اینجا مشخصه یعنی اگر مثلا خیابانی دو تا لاین داره به یک سمت معمولا یکی برای اونهاییه که مستقیم می رن و یکی برای اونهایی که می پیچن .. هیچ وقت ماشینی که مستقیم می ره توی لاین ماشین هایی که می پیچن نمی ره چون باعث ترافیک و بند اوردن راه اونها می شه .. اما خوب توی ایران علاوه بر اینکه توی همه لاین ها پر از ماشینه توی لاین مخالف هم پر از ماشینه که برعکس دارن می رن تا ترافیک رو دور بزنن و یه جایی اون وسط مسطا برن توی مسیر .. خودتون می دونید چی می گم دیگه ..

امروز صبح یه چند تا عکس براتون گرفتم از رانندگی اینجایی ها که نشون می ده با اینکه لاین کنار خالیه و می تونن برن و کل ترافیک رو رد کنن و اون وسطا به راحتی راه بگیرن و برن قاطی ماشین های دیگه و نیم ساعت این وسط در وقت صرفه جویی کنن اما هیچ کسی این کار رو نمی کنه .. و لاین کناری همیشه برای ماشین هایی که می خوان سر خیابون دور بزنن خالیه .. عکس های خودشون گویا تر این مطلب رو می گن :)‌ ببنید .. 




البته هستند معدود ادم هایی که این فرهنگ شکنی رو می کنند و لایی می کشن اما اونقدر معدود هستند که یا خودشون گاهی از کارشون شرمزده می شن و یا یه جایی کارشون بلاخره گیر می کنه .. خلاصه که کم اند و باعث ترافیک نمی شن .. کلا اینجا اگر صدای بوق شنیدید یعنی اخر فحش چون در مواقع عادی هیچ صدای بوقی نمیاد .. 

راستی یه دوست ولینگتونی چند روز پیش داشت بهم می گفت که اوکلند رانندگی خیلی سخته چون باید زرنگ باشی و راه بگیری و سریع بری و من تقریبا غش کرده بودم از خنده چون به نظرم رانندگی در اوکلند چیزی شبیه بازی می مونه .. اما اون معتقد بود در ولینگتون راننده ها حتی از این هم مودب تر و مهربون تر و راه بده تر هستند .. خدایا اونجا دیگه پس چه بهشتیه :)))))

5 comments:

ناشناس گفت...

لا اله الا الله! جل الخالق! اینا دیگه کین، ما دیگه کی هستیم؟ باور نکردنیه انقدر تفاوت! وقتی خوندم مسیر 20 دقیقه ای رو 45 دقیه طول می کشه برید فکر کردم که ای بابا اونجا هم که ترافیکش باید رو اعصاب باشه به نسبت خودش. ولی وقتی اسکرول دان کردم و عکس دوم رو دیدم فهمیدم چرا انقدر طول می کشه... حداقل روان آدم ها آسیب نمی بینه on a daily basis از ششلوغی و بی نظمی و قانون شکنی و هزار تا کوفت دیگه!

Nasser Lorestani گفت...

ممنون از این همه اطلاع رسانی جالب. خدا قسمت کنه :)

علی گفت...

عکس خیلی باحاله. دو هزار سال دیگه هم تهران اینطوری نمیشه.

بابک گفت...

فکر کنم این روز همون روزی بود که توی Northern Motorway تصادف شدیدی شده بود و بزرگراه بند اومده بود.

کتایون گفت...

عجب! اگر اینجا تو ایران 50% اینطوری بود چی میشد... سرم مور مور شد...