۰۸ شهریور ۱۳۹۳

يك كيوي نمونه ؛)

كيوي ها ادم هاي واقعا به قول اينوري ها نايسي هستند ؛) وقتي نسبت به خيلي از ادم هاي دنيا مقايسه اشون مي كنيم اينكه اينقدر خوب و راحت و دلپذير پذيراي اين همه غريبه ى مهاجر هستند واقعا كار بزرگوارانه ايه .. همين دور و بر خودم رو نگاه كنيم مي بينيم چند تا از ماها كه خود خودمون مهاجر و مهمان كشور ديگري هستيم به ملت هاي ديگر بد و بيراه مي گيم و يا با اسامي نامناسب خطابشون مي كنيم و غيره .. بگذريم اصلا نمي خواستم امروز اينها رو بگم مي خواستم يه خاطره از خوبي اين همه در رفتار با ديگران بداتون تعريف كنم . 

اون خاطره همسايه و نامه اش به ما رو كه يادتونه خوب اينم اسمش رو بذاريم شماره دو ... 

اين خاطره مربوط به وقتيه كه همين چند وقت پيش كه سوار پرواز طولاني به سمت ونكوور بوديم باهاش برخورد كرديم. رديف كناري ما زوجي نشسته بودند كه اونها هم كودكي هم سن و سال كودك كوچولو ما داشتند و خيلي هم تپل و ناز و ساكت بود. وقتي همه ديگه جابهجا شديم و نشستيم اين زوج خيلي جوون بهمون بسته هايي دادند كه توش چند تا شكلات و يك نامه شيرين بود ؛) از اينجا به بعدشو ديگه تعريف نمي كنم و خودتون نامه اشون رو بخونيد : 




۰۳ شهریور ۱۳۹۳

كانادا يا نيوزلند auckland vs toronto

سفر ! به نظرم ادم هرچقدر سفر كنه كمه و تجربه سفر چيزيه كه هيج جور ديگه اي كسب نميشه . ادم ها باسفر رشد مي كنن و دركشون از زندگي بزرگتر ميشه، بزرگوارتر ميشن و خيلي گره هاي دروني اشون با ديدن دنيايي كه خيلي بزرگه از بين مي ره .. بگذريم .. 

اين بار هم سفر داشتم به يه كشور جديد .. كشوري كه به عنوان Multi cultural ترين كشور دنيا شناخته شده. بله درست حدس زديد؛ كانادا .. مدت زمان سفر براي شناخت زير و بم هاي زندگي كافي نبود اما اونقدر بود كه ديد كلي پيدا كنم و به عنوان يك مهاجر بتونم تا حدودي براتون يك پست مقايسه اي بنويسم.



بذاريد اين بار نتيجه رو اول بگم. اگر شناختي كه امروز از نيوزلند و كانادا داشتم رو موقع تصميم براي مهاجرت و انتخاب كشور داشتم و قرار بود از ايران مهاجرت كنم واقعا بين اين دو كشور شايد پنجاه پنجاه مي بودم و شايدم با انصاف تر اگر باشم و كمي ريزبينتر همچنان نيوزلند رو انتخاب مي كردم ولي خوب با اختلاف بسيار كم.. 

امسال نيوزلند و كانادا هردو در رده بندي بهترين كشورهاي دنيا رتبه بالايي داشتند و جالب تر اينكه درست بعد از نيوزلند در جدول كانادا قرار گرفته و اين خودش نزديك بودن سطح زندگي و رضايت مردم رو از هردو نشون ميده. 

مقر اصلي من شهر تورنتو بود و سعي مي كنم اوكلند و تورنتو رو كه شايد مقر اصلي مهاجرين هست رو براتون مقايسه منم.
در مقايسه چنديدن نكته بسيار بارز بود. شهر تورنتو با جمعيتي بيشتر تقريبا ٥.٤ ميليون و گستردگي زياد نسبت به اوكلند بسيار زنده تر و پر رفت و امد به نظر مي رسيد. بازارهاي خريد و بانك ها و رستوران ها و .. همه در تكاپوي بيشتري ديده مي شدند. تقريبا همه جا لازم بود در صف باشي و خوب براي ما نيوزلندي نشين هاي بدعادت كمي غير عادي بود. 

هزينه هاي زندگي از جمله خورد و خوراك، اجاره و پوشاك و ... در يك نگاه كمتر و ارزانتر از اوكلند به نظر ميرسيد.اما در عوض هزينه هاي خدمات و سرويس هايي مثل اينترنت و تلفن و بيمه و .. بيشتر بود. 

در مقايسه كلي و گفت و شنود با اطرافيان و كساني كه براي مدتي انجا بودند سطح حقوق ها بسيار نزديك و در بعضي موارد شايد كمتر از نيوزلند گفته ميشد. 

ساعت هاي كاري و تكاپوي كاري و در كل به قول خارجي ها commitment به كار بيشتر ديده ميشد. 

به نظرم با توجه به مقياس بزرگ اين شهر نظم و نظافت در سطح خوبي بود ولي خوب نه به اندازه اوكلند. از اين نظر شايد بشه گفت شهرهاي نيوزلند دست نخورده تر و ترگل و ورگل تر به نظر ميان :) 

اما ساختمان سازي، اتوبان ها، فضاي شهري و .. بسيار مدرنتر و دلبازتر بود. اتوبان هاي بزرگ و خيابانهاي دلباز اولين چيزي كه تفاوت اصلي شهر رو با اوكلند نشون ميده.  خانه هاي مرتب و هم شكل و زمين صاف و هموار اين شهر شكل بسيار زيبايي به محله ها داده كه كمتر در شهرهاي نيوزلند به خصوص شهر پر فراز و نشيب اوكلند به چشم مي خوره.



چيز ديگه اي كه براي من بسيار جلب توجه كرد ظاهر و پوشش مردم بود. به نظر مردم شيك پوش تر و مرتب تر بودند و اصولا كسي حتي براي خريد سوپرماركت بر خلاف اينجا با شلوارك و دمپايي ديده نميشد. 

وقتي براي مدت مثلا يك هفته در اوكلند زندگي كنيد خيلي سريع متوجه تعداد زياد انگليسي ها، كيوي ها و ساير مهاجران انگليسي زبان ميشويد در صورتي كه در تورنتو بايد به دنبال كانادايي گشت. تعداد زياد مهاجران از اقصي نقاط دنيا واقعا باعث كمرنگ شدن حضور خود كانادايي ها در اين شهر شده. طبق اماري كه من پيدا كردم تقريبا نيمي از جمعيت اين شهر در خارج از كانادا متولد شده اند كه خوب خودش نشون دهنده تعداد بالاي مهاجران هست. و جالبتر اينكه ١.٤ درصد اين مهاجران ايراني هستند. 

يكي از دوستانم كه بعد از چند سال زندگي در استراليا و شهر ملبورن براي زندگي به تورنتو رفته بود نظر جالب و مشابهي داشت و اينكه اگر از ايران به كانادا مستقيم مهاجرت كنيد كانادا واقعا جاي با نظم و خلوت و مرتب و هلاصه بهشتي هست براي مهاجران ولي وقتي از جاهايي مثل استراليا و نيوزلند به اونجا بريد اونقدر هم چشم و گوش بسته عاشق اين شهر يا كشور شلوغ نميشيد. گستردگي زياد شهر و مسافت هاي طولاني ترين و قطعا ميزان بيشتر ترافيك براي من بد عادت به ارامش بيش از اندازه نيوزلند شايد كمي از نقاط منفي باشه ولي در جايگاه خودش قطعا اونقدرها هم بد نيست. 

چيزي كه من را متمايل مي كنه گاهي به انتخاب كانادا تكاپوي زندگي ، تنوع تنوع و تنوع در همه چيز از سوپرماركت و رستوران و غيره است و همچنين حضور برنامه هايي كه خوب من تو زندگي ازشون لذت مي برم مثل انواع كنسرت هاي ايراني و خارجي و برنامه هاي مختلف و خلاصه نزديكي اون به امريكا كه شايد دليل اصلي اين همه تنوع است. 

براي ما ايراني ها و شايد براي همه مهاجران علي الخصوص در شهر تورنتو اين انتخاب وجود داره كه اگر دويت دارند به كاميونيتي هاي خودشون نزديك باشن و يا نباشن . در واقع منظورم اينه كه اگر مثلا از چيزهاي ايراني اعم از خوراكي ها و برنامه ها و غيره لذت مي بريد اين انتخاب براتون وجود داره كه اونها در نزديكي خودتون داسته باشيد. خيلي ساده مي تونيد از نونوايي بربري و سنگكي و انواع خوراكي عاي ايراني مثل بستني و فالوده و غيره داشته باشيد و رستوران هايي بريد كه واقعا برنامه ايراني دارند و نه فقط با يك رقصنده به سبك عربي سعي كرده نيم ساعت سرتون رو گرم كنن و مشتري جذب كنند. 

يه چند تا عكس گرفتم در همين باب كه براتون مي ذارم. 

خلاصه اينكه به قول دوست ديگه اي هرجاي دنيا كه باشي اگر بلد نباشي شاد زندگي كني هيچ فرقي نمي كنه چقدر اون شهر يا كشور خوب باشه و يا چقدر به تو خدمات بده :) 

به اميد ديدن شاديعاي هر روز همتون ؛) 
سپيده


Koushade@gmail.com