۲۹ آبان ۱۳۹۳

Same old Same old :)



برگشتم سرکار .. برام بسیار جالب بود که دقیقا بعد از یک سال که امروز برگشتم سرکار هیچ چیزی عوض نشده بود .. شاید این به وضوح یکی از ویژگی های بارز کیوی ها رو نشون می ده .. یادمه وقتی بسیار جوان بودم و هر جمعه کلاس زبان می رفتم اگر یک هفته نمی رفتم حتما چک می کردم مسیر اتوبوس ها و یا تاکسی ها عوض نشده باشه و خوب اتفاقی بود که زیاد می افتاد .. یا اصلا بسیار مشابه اگر یه هفته می رفتی از سر کار مرخصی و برمی گشتی هیچ بعید نبود کلا شرکت یه شکی اساسی بهش وارد نشده باشه و خلاصه یه اتفاقی نیافتاده باشه که تو ازش بی خبر باشی .. اما میون کیوی ها زندگی کردن بهم ثابت کرده همه چیز ثابت و ساکن و همون روال همیشگی رو طی می کنه و فقط گاها ادم هان که عوض می شن ..
امروز فکرمی کردم وقتی برمی گردم نصف روزم حداقل به تنظیم و ست کردن کامپیوتر و پسورد ها و اشنا شدن با کارها و غیره می گذره اما باور نمی کنید کلش شاید ختم شد به سلام و علیک با همکارها و یه کافی خوردن و همین .. مثل یه سرسره با شیب خیلی مناسب سر خوردم تو کار و هیچی از هیچی تکون نخورده بود .. به قول اینوری ها  Same Old same OLD  ..خلاصه اینجوری قل خوردیم و برگشتیم سرکار ..
نمی دونم این ثبات روند ها خوبه یا نه .. اما خوب به وضوح در رفتار و نرم زندگی اینوری ها دیده میشه .. برنامه ها و روال هایی که هر روز، هر هفته، و هرسال تکرار میشه و همیشه هم براشون خوبه و کهنه نیست ...
الان که بیشتر فکر می کنم، توی خیلی از جنبه های زندگی اینطور هستند .. شاید تنوع طلبی از خصوصیات این جماعت نیست .. هر سال موقع سال نو و کریسمس همون برنامه ها،‌همون تزیینات .. توی کارشون مثلا اکثرا سال ها و سالها توی یک شرکت می مونند .. توی یه خونه زندگی می کنند .. به کافی شاپ یا رستوران مورد علاقه اشون می رن و هرگز خسته نمیشن ..
اما قطعا این ویژگی از خصوصیات ما ایرانی ها نیست .. تنوع طلبی ،‌زیاده خواهی در کل امری واضحه بین ماها .. اخرین مدل ها توی بازار باید تو خونمون باشه .. چهارسال یه جا می مونیم هوس خونه نو و شایدم حداقل دکراسون نو می کنیم.. تو یه شرکت هنر کنیم چند سال بمونیم و خلاصه همش سر و گوشیم می جنبه ببینیم چه خبره که خدایی نکرده خبری نباشه و چیز جدیدی تو بازار نیومده باشه که ما نداشته باشیم .. خوب این هم در نوع خودش هم خوبه و هم بد ..
اصلا به نظرم هردو مشکل داره .. باید میانه رو می بود .. بگذریم ..
حالا شاید این روزها که برگشتم اینجا خدا بخواد و از موهبت بیشتر پشت میز نشستن استفاده کنم و بیشتر بنویسم .. :)‌
روزهاتون رنگی و متنوع و شاد
سپیده