۰۳ فروردین ۱۳۹۴

وسایل مورد نیاز نوزاد - بخش 2


در ادامه وسایل مورد نیاز برای بچه های کوچولو یک سری موارد دیگه به ذهنم رسید که اینها هستند: 

13- اسباب بازی 
شاید فکر کنید بچه ها در نوزادی نیازی به اسباب بازی ندارند اما از همون ابتدا حتی با دید ناکامل و حس هایی که رو به رشد هستند بچه ها به همه چیز ریکشن نشون می دهند. مثلا نوزاد ها رنگ های خاص مثل مشکی رو خوبتر از بقیه می بینند و عکس العمل نشون می دن. به صدا حساس هستند و حتی اگر از همون روزهای اول براشون کتاب بخونید از همراهی شما لذت خواهند برد. لگد زدن به اسباب بازی که بالای سرشون اویزون هست و غیره به حس های حرکتی اشون کمک می کنه و الی اخر .. به نظرم داشتن چیزهای ساده با رنگ های تند و جنس های مختلف خیلی خوبه. حتی شاید یک الی دو تا تیکه از این عروسک هایی که رنگ های جذاب دارند و هر قسمتشون از یک جنس خاصی مثل پارچه و پلاستیک و چیزهای شفاف و غیره درست شده خیلی خوبه. 

14- مانیتور بچه 
به نظرم بلاخره در یک مرحله ای لازم می شه. بستگی داره البته به اتاقی که بچه توش می خوابه و یا اینکه چقدر از شما فاصله داره و غیره .. مانیتور ها هم صوتی هستند و هم تصویری. من برای مدتی مانیتور صوتی داشتم و دخترم که توی گهواره توی اتاق ما می خوابید و خودمون تو پذیرایی بودیم برای شنیدن صدای گریه اش و غیره استفاده می کردیم. و بعدا که توی تختش گذاشتیمش از مانیتور برای شنیدن صداش شب ها وقتی توی اتاق خودمون بودیم استفاده می کردیم. الان هم که برای خودش دختر شیطونی شده اگر توی تختش بخوابه که نیازی به مانیتور نداریم چون قطعا وقتی بیدار شه صداش رو می شنویم و تخت کاملا امن هست و خیالمون راحته پس نیازی به نگاه کردن بهش نیست اما اگر مهمونی جایی باشیم و یا روی تخت خودمون بخوابه برای اینکه مبادا از تخت نیفته و غیره  از گوشی هامون و اسکایپ و غیره استفاده می کنیم. اما شاید اگر دوباره به عقب برگردم یک سرمایه گذاری کوچیکی روی مانیتور انجام بدم چون واقعا در خیلی از موارد به کار میاد. 

برندهای مختلفی با قیمت های مختلف هست. قیمت های بهتر رو می شه از سایت های انلاین گرفت و خوب البته چند هفته ای طول میکشه که به دستتون برسه اما اگر به موقع اقدام کنید هزینه کمتری خواهید داد. 

15 - شیرخشک 
بعضی ممکنه موافق یا مخالف و .. در این زمینه باشن. من فقط در این زمینه یک توصیه کوچیک دارم. قوطی های شیر خشک معمولا حجم زیادی دارند و ممکنه نوزاد بعضی رو دوست داشته باشه و بعضی رو نه و یا معده اش به بعضی جواب بده یا نه. اگر می تونید و موجود هست در سوپرماکت ها وقتی شیرخشکی رو انتخاب می کنید سعی کنید اول این پاکت های کوجولو که برای یک وعده تهیه شده رو امتحان کنید و اگر به بچه ساخت قوطی بزرگ بخرید. قوطی ها بعد از باز شدن معمولا 1 ماه مهلت مصرف بیشتر ندارند. لطفا لطفا وقتی شیر درست می کنید و نوزاد نمی خوره و یا نیمه خور می کنه بقیه اش رو زیاد نگه ندارید و سعی کنید برای وعده بعدی شیر تازه درست کنید چون شیر خیلی سریع خراب می شه و ممکنه باعث دلدرد و بی قراری کودک اتون بشه. در این مورد می تونید انلاین زیاد منبع پیدا کنید که چقدر میشه شیر خشک و یا شیر مادر رو (بعد از دوشیدن) نگهداری کرد. 

16 - بالشت شیردهی 
راستش نمی دونم باز هم بستگی به خودتون داره. یه بالشت معمولی نرم هم کار رو راه می اندازه معمولا. 
فعلا چیزی به ذهنم نمی رسه اگر بود حتما اضافه می کنم ... 

۱۸ اسفند ۱۳۹۳

وسایل مورد نیاز نوزاد - بخش 1


دوست عزیز بارداری از من خواست براش در مورد وسایل مورد نیاز برای بچه بنویسم و همین طور مارک های پیشنهادی خودم رو برای خرید بگم. خوب راستش فکر کردم چه بهتر که این رو به صورت پست بنویسم تا همه علاقه مندان استفاده کنند. 
راستش سلیقه ها نظرها و راه و روش بچه داری هرکسی متفاوت هست و من فقط می تونم نظر خودم رو بگم. اگر کسی نظر و یا تجربه خاصی داره خوشحال میشم بشنوم مثل همیشه .. 



1- پوشک
اول از همه از پوشک شروع کنم که یکی از دغدغه های همیشگی هست حداقل برای دو سال. راستش الان که دختر کوچولو من داره به یک سال و نیمه گی نزدیک میشه تقریبا برند های مختلف و زیادی رو امتحان کردم. اینجوری بذارید خلاصه کنم:

گرون و کیفیت عالی : Pampers 
گرون و کیفیت معمولی و در بعضی از مدل ها بد: Huggies
قیمت متوسط و کیفیت خوب: Baby love
ارزون و کیفیت خوب متوسط: خرید برندهای متفرقه از Nappy for less

پیشنهاد من اینه که برای نوزاد از کیفیت عالی شروع کنید و حداقل تا چند ماه که پوست هنوز حساس تر هست ادامه بدید مثلا 4-6 ماه بعد می تونید به برندهای ارزونتر رجوع کنید که هنوز کیفین خوبی دارند. من به شخصه از Baby love خیلی راضی هستم و همین طور از مارک های اروپایی که از Nappy for less می خرم. Baby love قدرت نگه داری بیشتری داره اما برندهایی که Nappy for less می فروشه خیلی سبکتر هست و به نظرم برای بچه هایی که راه می رن راحت ترهو کشسانی دور کمرشون خیلی خوبه. 

2- شیشه 
به نظرم حتی اگر تصمیم به دادن صد در صد شیر مادر دارید داشتن یک شیشه لازمه چون ممکنه دردناک بودن سر سینه و یا زخم شدن و یا حتی دوشیدن شیر اولیه بیشتر بهش احتیاج پیدا کنید. 

بهترین شیشه که من پیدا کردم برند Avent بود و شیشه هایی که سرشیشه گرد و شبیه سازی شده سینه مادر هستند. یک شیشه 260 میلی لیتری هنوز برای من جواب میده و کار رو راه می اندازه. 

3- لباس 
باور کنید خیلی سخته این قسمت قضیه اما میشه بهینه اش کرد. 
برای نوزاد کیفیت خوب بخرید. شاید عالی نه اما خوب. لباس نوزاد زیاد شسته میشه بنابراین اگر کیفیت خوبی نداشته باشه سریع یقه ها و استین هاش شل میشه و قابل استفاده نیست. در ضمن لباس هایی که درصد نخ بیشتری دارند راحت تر میشه ازشون لکه ها رو پاک کرد تا لباس هایی با درصد بالاتر پلاستیک. 

لباس هایی که نخی و کمی قابلیت کشی دارند به راحتی از نوزاری تا شش ماهگی قابل استفاده هستند. 

به نظرم خرید از جاهایی مثل kmart, warehouse , tnt و کیفیت های شبیه برای نوزاد مناسب نیست چون در نهایت پول بیشتری می دید تا لباس های تازه بخرید چون قبلی ها سریع خراب میشن. به جاش به OutLet های Pumpking Patch سر بزنید. و یا حراج های Farmers و یا اگر اهلش هستید و حوصله دارید انلاین خرید کنید. من به شخصه مثلا کیفیت لباس هایی رو که در سفرم به کانادا خریدم واقعا بهتر از کیفیت حتی لباس های کیفیت خوب اینجا دیدم و بسیااااار ارزونتر. 

نوع لباس برای نوزاد خوب به فصل به دنیا اومدن خیلی بستگی داره. اما معمولا هفت - هشت تا سرهمی ، سه چهار تا شلوار و اگر مثل من شورت عینکی دوست دارید. دو سه تا پیشبند. یادتون باشه پیشبند غذا با پیشبند که برای اب دهان کودک هست فرق داره و معمولا این نوع کوتاه تر هست و توی صورت نوزاد برنمی گرده که جلو نفسش رو بگیره. کلاه نخی نازک یک الی دو تا. یادتون باشه بازهم نوزاد از راه سر حرارت بدن رو تنظیم می کنه و گذاشتن کلاه پیشنهاد نمیشه مخصوصا موقع خواب. 

4- کرم زیر پوشک (کرم بچه - کرم پا)
خلاصه هرچی امسش هست. در لازم بودنش که شکی نیست مخصوصا در ماه های اول چون لایه روی پوست بچه ایجاد می کنه که از سوختنش جلوگیری بشه. اما نباید خیلی هم طولانی استفاده کرد. 

بهترین برندی که من پیدا کردم Aveeno بود که البته پیدا کردنش اسون نیست. بعد از اون Sodu Cream هم خوبه و حتی بهتر از همه اینها روغن هایی که پایه روغن زیتون دارن. امااا نکته اینه که شما کرمی رو هر روز استفاده می کنید کم کم پوست بهش عادت می کنه. من معمولا Sodu Cream می زدم و اگر نشونه ای از سوختگی می دیدم کرم آوینو رو استفاده می کردم و اینطوری خیلی سریع خوب میشه. اما به هرحال همه این سه تا برند خوب هستند. از Bepanteen هم خیلی تعریف شنیدم و خودم فقط یک بار استفاده کردم. به نظرم نسبت به قیمت و مقدار کمش به صرفه نیست و شاید بهتر باشه فقط در مواقع سوختگی استفاده بشه. 

5 - پودر بچه برای من هیچ وقت استفاده نشد. 

6- میز تعویض
راستش هرکسی شرایط خونه اش متفاوت هست ولی به نظرم در کل چیز بسیار کاربردی هست. میشه روی تخت و زمین و خود تخت بچه تا مدتی این کار رو کرد اما در نهایت به نظرم به صرفه است که خریداری بشه چون مدت ها استفاده میشه و کلی از کمر دردهای دلا شدن و روی زمین نشستن جلوگیری می کنه. 

7 - دستمال مرطوب یا wipe 

صددرصد لازم .. به نظرم مثل پوشک برای چند ماه اول بهتره بدون بو و الکل و غیره باشه و بهترین کیفیت رو خرید اما بعد که بچه بزرگتر شد خیلی تفاوت زیادی نمی کنه. بهترین برند ها به نظرم huggies و Pampers هستند اما در ماه های بالاتر من به شخصه هرچی حراج باشه می خرم. 

 8 - کیف وسایل نوزاد 
به نظرم من خیلی ضروری هست و از روز اول به کار میاد تااااا خدا می دونه. کیفیت خوب بخرید چون اونقدر استفاده می شه و تو ماشین و مسافرت و غیره همراهتون هست که حسابی بعد از مدتی اگر کیفیت نداشته باشه زوارش در می ره. 

9 - صندلی ماشین و کالسکه و .. رو که خودش میشه تا صبح راجع بهش حرف زد و جدا اینجا در موردش نوشتم قبلا: 
http://www.korushade.com/2014/09/blog-post_22.html

10 - گهواره و یا Bassinet 
بازهم به نظرم کاملا انتخاب شخصی هست. من از داشتن گهواره کاملا راضی بودم چون هم کنار تخت خودمون جا میشد و هم می تونستم سبد رو به راحتی بیارم توی پذیرایی و کنارم بذارم و بچه هم توش راحت بود. اما خیلی ها تخت کودک کنار تخت خودشون جا میشه و ترجیح می دن چیز اضافه ای خریداری نکنن. به هر حال فقط نهایتا تا سه چهار ماه استفاده داره. 

11- حوله 
حوله برای حمام حتما دو تا لازمه. جنسی بگیرید که جذب اب خوبی داشته باشه و نرم باشه. به نظرم کیفیت عالی بخرید و تا مدت ها می تونید ازش استفاده کنید. 

12- پتو و ملافه 
پتو کاربردی حداقل تا یک الی دو سال نداره چون هم خطرناکه برای نوزاد و هم وقتی بزرگتر شد نمی ذاره روش بمونه . اگر هوای سردی در پیش دارید بهترین وسیله خرید پتوهای پوشیدنی هست که جای دست داره و کودک درش راحت تره. 

اما ملافه به تعداد سه الی چهار تا لازم هست. دقت کنید جنس Fleece نخرید چون از پلاستیک هست و امکان جابه جایی هوا رو به پوست نمی ده. 

خوب فعلا پست رو اینجا ناتمام می ذارم و در پست بعدی بقیه رو می نویسم. 
خوش باشید 
سپیده

بازهم کانادا در مقایسه با نیوزلند






دوست عزیزی بعد از چندسال زندگی و درس خوندن در نیوزلند چند هفته پیش رفت کانادا و فعلا در شهر واترلو مقیم هست. زحمت کشیده و برام پستی نوشته از این هفته های اخیر در مورد مقایسه زندگی در اینجا و اونجا :)‌ .. من حرف هاش رو بدون هیچ تغییری اینجا می ذارم و قضاوت رو میسپرسم به کسانی که می خونن. اگر کسی هست که تجربه زندگی در هر دو کشور رو داره و مخالف هست و یا نکات دیگه ای می خواد اضافه کنه حتما خوشحال می شم حرف هاش رو بشنوم. فکر می کنم خیلی از مهاجران نیوزلندی در گیر و دار تصمیم و یا حتی برنامه ریزی برای سفر و زندگی در کشورهای دیگه هم هستند و خوب این اطلاعات می تونه خیلی کمک کنه. این پست بیشتر در راستای نکات مثبت اوکلند به واترلو هست و مقایسه برعکس شاید بعدا نوشته بشه :)‌ ممنون
سپیده - Korushade@gmail.com
---------------------------

چند روز است تو فیس بوک یک مقاله همخوان می شه درمورد دلایلی که به خاطرشون نباید به نیوزیلند سفر کرد. مجموعه ای عکس از زیباترین منظره های نیوزیلند است که می شه تو شهرهای مختلف دید. دیروز هم خبری منتشر شد که آکلند در سال 2015 به عنوان سومین شهر دنیا از نظر کیفیت زندگی شناخته شده.  دیدن این اخبار دقیقا وقتی که من نیوزیلند رو برای زندگی در کانادا ترک کردم همزمانی جالبی بود که من رو به فکر فرو برد که دقیقا با ترک نیوزیلند چه تغییرات کوچیکی توی زندگی ام رخ داده. جزییاتی که خیلی هامون وقتی از ایران اومدیم نیوزیلند اینقدر درگیر بودیم که بهش توجه نکردیم. برای من ارزش این جزییات الان که از دستشون دادم معلوم شده. 

1- هوا: درمورد هوا البته من نمی تونم خیلی عادل باشم. چون از آکلند اومدم کانادا که خوب سرزمین یخ است. ولی خوب هفته اولی که اینجا بودم فکر کردم که من چند بار از هوا (سرما یا گرما) در آکلند اذیت شدم. تعدادش از انگشتان دست کمتره. یکی دو شب در زمستان سال اولی که اومده بودیم که هنوز بلد نبودیم در رطوبت چه جوری باید زندگی کرد، یکی دو روز در تابستان 2012 که دما از 30 درجه بالاتر رفت و یکی دو روز در تابستان 2014. همین. این رکورد چهارساله رو در هفته اولی که کانادا زندگی کردم زدم. یادم اومد به غرهایی که روزهای بارونی آکلند می زدم از اینکه هوا دلگیره. با عرض معذرت می خوام بگم که خوشی زده بود زیر دلم. تنها مشکل من تو این مدت بارون های افقی بود که با چتر نمی شد جلوشون رو گرفت. اگه این شما رو اذیت می کنه، من صمیمانه آرزو می کنم هیچ وقت نرید جایی که از سرمای هوا حتی نتونید دستتون رو از جیبتون بیارید بیرون. نگه داشتن چتر که پیش کش. خلاصه که این بار که پنجره اتاق رو باز می کنید و نسیم دلنوازی می آد، بدون سرما، بدون خاک، بدون سر و صدا، بدون حشرات موذی یادتون بیاد که این از نعمت هایی است که تو اون کشور دارید.

2- آب نوشیدنی: اینکه می تونید مثل هشت سالگی تون کله تون رو بگیرید زیر شیر آب آشپزخونه و آب بخورید نعمتی است که نمی دونید دارید. آب در نیوزیلند، به خصوص در آکلند، مزه خیلی خوبی داره که البته نشان دهنده کیفیتش هم هست. من البته مزه اب تهران رو هم خیلی دوست داشتم. ولی همیشه نگرانی از آلودگی های آب با ما بوده. نگرانی ای که تو نیوزیلند یادت می ره وجود داره. من الان چند تا برند آب معدنی رو امتحان کردم و هنوز هم مزه آب رو نمی تونم تحمل کنم. درحال حاضر آب نوشیدنی شیر رو با پارچ فیلتردار، فیلتر می کنم برای گرفتن سختی اش. یک بار تو کتری برقی می جوشونم. بعد می گذارم تو یخچال. اگه دماش تا حدود سه درجه بیاد پایین می شه با اندکی اغماض خوردش. همزمان که داری آه می کشی برای روزهایی که تو آکلند آب از شیر می خوردی.

3- آب برای شستشو و زندگی: اصلی ترین کیفیتی که آب نیوزیلند داره که وقتی اونجایی متوجه نمی شی سخت نبودن آب است. یعنی آب املاح زیادی نداره. یک اثر این موضوع روی مزه آب است. ولی اثرات کوچیک ولی مهم دیگه ای هم تو زندگی داره. اول اینکه مثلا ظروفی که توش آب می جوشونید، مثل کتری، کتری برقی و قابلمه ها رسوب نمی بندن. همه لایه رسوب سفید تو کتری و سماورهامون تو ایران رو یادمونه. من یکهو تعجب کردم وقتی یادم اومد هیچ وقت همچین چیزی رو تو نیوزیلند ندیدم. و البته متاسفانه حالا تو کانادا دوباره همون مشکل رو دارم. رسوب بستن ظروف، باقی موندن لکه آب روی ظرف هایی که خود به خود خشک می شن یا توی ماشین ظرفشویی که اگه کدبانو باشی (که البته من نیستم) مجبور می شی ظرف ها رو با دستمال خشک کنی. اثر دیگه لکه های ترکیب آب و صابون است که توی سینک و حموم و دستشویی و روشویی می مونه. در کل داشتن خونه تمیز به اون راحتی نیوزیلند نیست. 

4- کیفیت و مزه غذا: به اعتقاد من مواد غذایی در نیوزیلند از نظر کیفیت از بهترین های جهان است. می دونم که همه ما وقتی از ایران اومدیم نیوزیلند، برخی چیزها به ذائقه مون نمی خورده و طول کشیده تا بهشون عادت کنیم. مثلا من و همسرم کلی سختی کشیدیم تا پنیری پیدا کنیم که با ذائقه ما برای صبحانه همخوانی داشته باشه یا مثلا همه حداقل یک بار ماست، سس، یا خیارشوری خریدیم که بد فهمیدیم شیرین است. ولی کیفیت مواد غذایی تو نیوزیلند به شکلی است که مهم نیست از کجا خرید می کنید. کیفیت موادغذایی مستقل از اینکه از کجا خرید کنید، مغازه های چینی، هندی یا عربی، Pack n save، کانت داون یا نیومارکت. یا حتی مغازه هایی که مواد غذایی ارگانتیک می فروشن. همه و همه حداقل کیفیت رو برای تولید مواد غذایی دارن. غذایی که چربی وحشتناک، هورمون یا انتی بیوتیک بی رویه توش نیست. تو آمریکای شمالی شما اگه بخواهید مواد غذایی سالم و ارزون بخرید، باید یک مساله با چند متغیر و چند مجهول حل کنید. باید برای گوشت و مرغ به یک فروشگاه، سبزیجات فروشگاه دیگه برید و سایر اقلام بسته بندی رو از فروشگاه دیگه ای بخرید.  

5-گرد و خاک و گاهی نمک: یکی از مشکلاتی که بعضی از ما که حداقل یک بازه زمانی ای تهران زندگی کرده بودیم داشتیم گرد و خاک و دوده بوده. در نیوزیلند شاید به دلیل مرطوب بودن خاک و شاید به دلیل کمتر بودن ساخت و ساز یا استفاده از چوب به جای آجر و سیمان تو ساختن ساختمون ها من اصلا مشکلم با گرد و خاک رو فراموش کرده بودم. یعنی غیر از مواقعی که قرار بود مهمون رسمی ای داشته باشیم من به شخصه حس نمی کردم لازمه به عنوان بخشی از کارهای خونه گردگیری، این عذاب بشری، رو انجام بدم. تو کانادا دوباره این مشکل رو دارم. یعنی این کار به لیست کارهای خونه اضافه شده. در کمال تعجب وقتی خونه رو جارو می کنی  یا روی میز و تلویزیون و حتی لپ تاپ رو دستمال می کشی خاک رو می بینی. این هم یک دلیل دیگه که خونه تمیز داشتن تو نیوزیلند خیلی خیلی راحت تر و با صرف وقت کمتری ممکنه. البته ناگفته نمونه که من چون جای سردسیر و برفی ای زندگی می کنم، یک مشکل هم به خاک اضافه می شه و اون هم نمکه. برای آب شدن برف تو پیاده رو و خیابون به مقدار زیاد نمک مصرف می شه. واسه همین توی هوا، باد، کف کفش ها یا حتی روی کت و کاپشن ها همیشه پر از گرد نمک است که به مشکل گرد و خاک روی زمین اضافه می شه. 

6- راحتی در لباس پوشیدن: همه ما یک روزهایی غر زدیم که تو نیوزیلند مردم خوش پوش نیستن یا لباس خریدن سخته. یا کیفیت لباس ها بده. اونورش یادمون نبوده که همین موضوع بهمون راحتی و انتخاب بیشتری تو لباس خریدن و پوشیدن و خلاصه خودمون بودن می ده. هم خیلی رسمی نبودن dress code کشور، قضاوت نکردن نیوزیلندی ها و پذیرفتن مهاجران به همون شکلی که هستن و صد البته آب و هوای معتدل دست آدم رو برای انتخاب لباس باز می گذاره. همه ما مثلا برای کنسرت رفتن لباس رسمی می پوشیم ولی سینما رو همینجوری می رفتیم. ما یک بار اینجا سینما رفتم با یک دانشجوی پسر بیست و پنج ساله. آدمی که مثلا همیشه وقتی می بینی اش با پیرهن اتو نشده است، برای سینما ژاکت رسمی و کروات پوشیده بود. 

7-  حمل و نقل عمومی:  فکر می کنم همه ما داستان های ناامید کننده ای از حمل و نقل عمومی آکلند داریم. اتوبوس هایی که دیر می رسن، یا اصلا نمی آن. آخر هفته ها که فاصله اتوبوس ها زیاد می شه و گاهی اصلا رفت و آمد، به خصوص برای کسانی که ماشین ندارن سخت می شه. اما حداقل در محدوده مرکز شهر، تو آکلند می شه بدون ماشین و با اتوبوس زندگی کرد. مشکل در خیلی از شهرهای بزرگ، یا حتی کوچک دنیا، یا دقیق تر بگم آمریکای شمالی، این است که زندگی رسما براساس ماشین داشتن افراد طراحی شده و اتوبوس معمولا برای دانشجوها و دانش آموزان یا افراد مسن که امکان رانندگی ندارن طراحی شده. بیشتر مراکز خرید برخلاف نیوزیلند که تو پاساژ یا Mall طراحی شدن، معمولا تو plaza هستن. حتی سوپرمارکت های اصلی و بزرگی که معمولا خانواده ها خریدهای روزمره شون رو انجام می دن. این پلازاها معمولا پارکینگ های خیلی بزرگی هم دارن که به تعداد بیشتری مشتری خدمات بدن. ولی همین طراحی دقیقا باعث می شه که وقتی شما از اتوبوس در نزدیک ترین ایستگاه پیاده می شید، مجبور باشید بین پنج تا ده دقیقه در طول پلازا و پارکینگ راه برید تا به فروشگاه مورد نظرتون برسید. حالا دمای منفی و سرد رو هم بهش اضافه کنید تا حالا یکی مثل من رو درک کنید که هر بار برای خرید می ریم بدون استثنا می گم "قربون آکلند خودمون". 

8- زیرساخت جدید و مدرن تر:  اینکه نیوزیلند نسبت به خیلی از کشورها، خیلی پیشرفته محسوب نمی شه و بخشی از سیستم های مدرن رو دیرتر از بقیه کشورها استفاده کرده باعث می شه که زیرساخت های مدرن و جدیدتری داشته باشه که برای ما به عنوان مشتری این سیستم ها دلچسب تر است. مثلا شما هم حتما شنیدید که متروی تهران خیلی خیلی پیشرفته است. خوب درست است. متروی تهران، به خصوص قطارها، طی چند دهه گذشته خریداری و طراحی شدن. اگه این مترو رو با سیستم شهرهایی مثل پاریس و شیکاگو مقایسه کنید که صد سال پیش ساخته شده ان، بسیار تمیز و مدرن و کارآمد به حساب می آد. شبیه این تفاوت در نیوزیلند هم باعث شد که من وقتی می آم کانادا حس کنم که از نظر وجود سیستم های هوشمند عقب گرد کردم. مثلا اتوبوس های شهرداری تو آکلند تقریبا همه نو هستن. سیستم بلیط که شما براساس طول مسیرتون پول می دید و لازم نیست اگه سه  تا ایستگاه می خواید سفر کنید به اندازه ته خط پول بدید و می تونید روی موبایلتون کارتتون رو شارژ کنید، یادتون بیاد که خیلی از این امکانات تو کشورهای پیشرفته دنیا هم، به دلیل قدیمی تر بودن سیستم ها وجود نداره. 

9-امنیت فیزیکی و احساسی: اصلی ترین تاثیری که زندگی تو نیوزیلند روی شخص من داشته، زیاد شدن احساس امنیت و آرامشم بوده. مردمان آرام و امنیت جامعه به خصوص برای خیلی از ما که همه عمر، یا حداقل بخش کوتاهی از زندگی مون رو تو یکی از شهرهای بزرگ ایران زندگی کرده بودیم و یاد گرفتیم که باید کلاهمون رو سفت بچسبیم که باد نبرش، باعث ایجاد حس امنیتی می شه که چند سال بعد از وجودش توی خودتون تعجب می کنید. البته می دونم که مرکز شهر آکلند یا جاهای خاصی مثلا تو جنوب آکلند، محله های  امنی نیستن. ولی در مجموع نیوزیلند کشور خیلی خیلی امنی است. خیلی از کیوی ها که  تو suburb ها زندگی می کنن، غیر از مواقع سفر طولانی، درب خونه هاشون یا ماشین هاشون رو قفل نمی کنن. اگه کسی از کنارتون تو خیابون رد شه، مجبور نیستید هزار جور گارد بگیرید که اگه خانم هستید، بهتون متلک نگه، کیفتون رو نزنه، موبایلتون رو از دستتون نقاپه یا اذیت فیزیکی نکنه. من وقتی فهمیدم که چقدر به امنیت نیوزیلند عادت کردم که روزهای اولی که حساب نداشتم تو کانادا، دست کردم تو چیبم و پول نقد در آوردم و همراهانم یکهو همه با هم داد زدن که بگذارش تو جیبت. اگه مردم بی خانمان ببینن ممکنه برای همون چند ده دلار بهت حمله کنن. من آه کشیدم برای سرزمینی که دوستی برای تقویت زبانش در روزهای اول مهاجرت می رفت تو کویین استریت و با بی خانمان ها و خیابون خواب هاش معاشرت می کرد. 

10- اقیانوس و مناظر زیبا: آخر این نوشته برمی گردم به اول حرف. به مناظر زیبایی که تو اون لینک فیس بوکی دیده بودید. فکر می کنم شهرها، یا کشورهای خیلی کمی تو دنیا باشن که شما بتونید وقتی توشون زندگی می کنید در لحظه لحظه زندگی، از پنجره خونه یا محیط کارتون منظره هایی رو ببینید که اگه حواستون نباشه فکر کنید تو کارت پستال زندگی می کنید. باور کنید که اون سبزی زمین که وصل می شه به انعکاس نقره ای نور از روی اقیانوس و آبی آسمانی و ابرهای سفید رقصان رو هر جای دنیا نمی شه دید. اینکه حداکثر با پنج تا ده دقیقه رانندگی می تونید برسید به یک منظره ای که معمولا پولدارترین مردم کشورهای دیگه آرزوی دیدنش رو دارن نعمتی است که وقتی مثل من دیگه نداشتید، قدرش رو خواهید دونست. 
  
همه این ها رو گفتم که بگم الان اگه آب دستتون است بگذارید زمین، یا نه اصلا، با همون لیوان آب یا چای خوشمزه تون بپرید توی ماشین، برید به نزدیک ترین ساحل یا پارک محلتون و بشینید از هوا و منظره و رقص ابرهای سفید لذت ببرید و خدا رو شکر کنید که توی یکی از بهترین سرزمین های دنیا برای زندگی روزگار می گذرونید. از من گفتن.
پرستو / مارچ 15 / واترلو /کانادا